مسافر ، درنگی...

کپی از وبلاگ اشک آتش سید حمید مشتاقی نیا

 

یادتان هست در دولت نهم، پر حاشیه ترین فرد منسوب به دکتر چه کسی بود؟ آن موقع که نه خبری از رحیمی بود و نه از مشایی یا همان رحیم مشایی، بیشترین سر و صداها در باره اطرافیان رئیس جمهور و اتهامات من درآوردی برای تخریب چهره خادمان ملت مربوط می شد به صادق محصولی.

وقتی قرار بود احمدی نژاد او را به عنوان وزیر پیشنهادی خود به مجلس معرفی کند ده ها سایت و نشریه مخالف دولت، سیل اتهامات خود را به سمت این پاسدار قدیمی روانه کردند. در همان ایام چند نامه پر سر و صدا از همسر شهید حمید باکری نیز خطاب به نمایندگان مجلس منتشر شد که از آنها خواسته بود به دلیل اختلاف نظرهای سی سال گذشته صادق محصولی با آن شهید والا مقام به وی رأی اعتماد ندهند. فضاسازی ها درباره اموال و فعالیت های اقتصادی صادق محصولی نیز تمامی نداشت. محصولی در نهایت با کمترین آرای ممکن توانست اعتماد مجلس را کسب کند . اما این حاشیه ها به اتمام نرسید. در شب مناظره کروبی و احمدی نژاد، شیخ بی سواد که قصد داشت مچ دولت را گرفته و شعار پاک دستی احمدی نژاد را توخالی و پوچ معرفی کند نام صادق محصولی را به عنوان فردی متمول بر زبان آورد. آن موقع کسی هم اعتراض نکرد که چرا افشاگری فقط در صورت هدف قرار دادن فرزندان هاشمی کاری زشت و ناپسند است! محمود اما همان شب در پاسخ به کروبی گفت که اگر یک برگ کاغذ و سند در اثبات کوچکترین سوءاستفاده مالی محصولی دارید مرد باشید و منتشر کنید.

صادق محصولی حساس ترین بخش دولت در ارتباط با انتخابات دهم ریاست جمهوری را بر عهده داشت. با آغاز به کار دولت دهم، محصولی از وزارت کشور به وزارت رفاه منتقل شد. او این بار رأی خوبی از مجلس دریافت کرد.

اگر دقت کرده باشید مدت هاست که نام محصولی از لیست چهره های منفی حامی احمدی نژاد خارج شده است. مدتی است که نه تنها کسی به او حمله نمی کند بلکه در شاکله اصلی گروه جبهه پایداری، محصولی یکی از محوری ترین شخصیت های جریان اصولگرایی است.

من به این وزیر ولایی و زحمت کش خسته نباشی و دست مریزاد می گویم. محصولی توانست با صبوری و متانت و پرهیز از درگیری با حاشیه سازان، تمام این فراز و نشیب های سیاسی را پشت سر گذاشته و امروز با قدرت در خدمت منافع انقلاب اسلامی باشد. محصولی می تواند الگوی بسیاری از کسانی باشد که به هر دلیل دچار بغض و کینه رقبای خود گردیده و مورد هجمه ناجوانمردانه تبلیغاتی قرار می گیرند. گفته اند : الصبر مفتاح الفرج.

راستی تصویری که ابتدای این مطلب دیدید مربوط می شود به دو فرزند رشید و موفق صادق محصولی که برایشان آرزوی توفیق بیشتر دارم.

نوشته شده در دوشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳٩٠ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ توسط علیرضا زرقانی نظرات () |

لزوم توجه و پایبندی صاحبان قدرت سیاسی به نقد شدن

 

سید مجتبی نعیمی - جام نیوز

بولتن نیوز: خداوند حکیم در آیۀ صد و دهم سورۀ آل عمران می‌فرماید: «کُنتُم خَیرَ اُمَّهٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ تَنهَون عَنِ المُنکَرِ». یعنی شما (مسلمان‌ها) بهترین امت‌ها هستید زیرا امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید. همانگونه که از این آیۀ مقدس پیداست، خداوند ما مسلمان‌ها را بهترین امت‌های روی زمین معرفی می‌کند، نه از این جهت که عالم‌تریم یا عابدتر و یا ثروتمندتر و شجاع‌تر. از بین همۀ ویژگی‌هایی که ممکن است یک جامعه داشته باشد، خداوند حکیم بر روی مقولۀ امر به معروف و نهی از منکر تأکید می‌کند و رعایت انجام این فعل را برگ برندۀ مسلمان‌ها و عامل تمایز ایشان از سایر ملل بیان می‌کند. و این نکته‌ایست هم جالب و هم تأمل برانگیز.

اما مقولۀ نقد که فارغ از معنای آن در جریان روشنفکری غربی، در کلیّت، ذیل موضوع امر به معروف و نهی از منکر قرار می‌گیرد، بار اصلی وجه سلبی آنرا در دنیای امروز به دوش می‌کشد. یعنی نقد (به معنای صحیح آن) جزئی بزرگ از امر به معروف و نهی از منکر است و لزوم توجه به این گذارۀ دینی، به طور تبعی لزوم عنایت به نقد را با خود به همراه می‌آورد، تا جایی که نقد صبغۀ دینی پیدا می‌کند و انجام دادن آن تا حد فریضۀ شرعی ارتقا می‌یابد.
 

                                

علت عقلی اهمیت نقد در جامعه چیزی است بدیهی که توضیح آن، ذکر واضحات است اما انگار برای عده‌ای هنوز این مطلب جا نیافتاده و به همبن دلیل مجبور به ذکر مجدد آن هستیم. در این مورد باید گفت به جز معصومین، هیچ فرد یا نهادی مصون از خطا نیست و اتفاقا اینکه کسی دچار اشتباه شود امری است کاملاً طبیعی. همۀ ما آدم‌ها در طول زندگی خود و در عرصه‌های مختلفی که حضور داشته و داریم، بارها اشتباه کرده‌ایم. هر گروه و سازمان و اداره‌ای هم به علت اینکه توسط ما آدم‌های ممکن الخطا ایجاد شده و اداره می‌گردد، پر است از خطا. این کاملا عادی است. «غیر عادی» جایی است که صاحبان اشتباه‌های طبیعی، نپذیرند که مثلاً در فلان جا به خطا رفته‌اند و بر روی نقایص موجود، پرده‌ای از بی‌خبری و غفلت بیاندازند.

اگر چنین اتفاقی بیافتد که می‌افتد و صاحبان اشتباه‌های طبیعی، نپذیرند که در کارشان خللی وارد شده و باید آنرا رفع کنند، چه وضعی پیش می‌آید؟ اگر اشتباهات طبیعی، تکرار شده و روی هم تل‌انبار شود، چه سرنوشتی را می‌توان برای آن فرد یا نهاد ترسیم کرد؟ قطعاً تراکم این نقایص و لجبازی برای نپرداختن به آنها، زمینه‌ساز خرابی‌های گسترده و در نهایت سقوط صاحبان خطا می‌شود. این قضیه اگر در مباحث سیاسی و مملکت‌داری به وجود آید، باعث اضمحلال تدریجی جامعه و به خصوص بسترسازی برای دسیسه‌چینی و دشمنی‌کردن مغرضان نظام سیاسی خواهد شد. به این ترتیب، نه تنها ماست‌مالی کردن ایرادات، چیزی را عوض نمی‌کند و نه تنها باعث از بین رفتن اندوخته‌های موجود می‌شود بلکه گناه مضاعفی را به دوش عاملان این عمل غیر عقلانی سنگینی می‌دهد و آن گناه این است که هیچ کس به اندازۀ سرپوش‌گذاران بر روی اشتباهات مقصر در اضمحلال پیش‌رو نیستند.

                                          

به طور مثال تصور کنید در یک نظام سیاسی، یکی از قوای سه‌گانه آنچنان بر مسیر خطا گام بر‌می‌دارد که نه تنها زیردستی‌های خود، که کل حکومت و شاید کل جامعه را با خود به چاه می‌اندازد. حال فکر کنید در این وضعیت که باید دید مشکل چیست و در جهت رفع آن اقدام کرد، آن قوه به هیچ‌وجه خواهان رفع مشکلات نبوده و حتی منکر چنین ایراداتی می‌شود. در این وضعیت چه آینده‌ای پیش‌روی آن قوه و نظام سیاسی قرار می‌گیرد؟ جواب کاملاً معلوم است؟ مرگ تدریجی. کی این وسط مقصر است؟ خود آن قوه. هرچند امکان دارد عامل خارجی نیز به سرعت این نابودی کمک کند و در وانفسای مخاطرات سیاسی-اجتماعی هی در بوق و کرنا کنند که دیگران ما را زمین زدند، اما آیا غیر از این است که بسترسازی داخلی و اصرار بر کتمان آن، علت العلل وضع پیش روست؟

در نتیجه عقل حکم می‌کند برای نرسیدن یک جامعه به چنین وضعیت پرمخاطره‌ای، مکانیزم انتقادی آن جامعه فعال باشد و بخصوص صاحبان قدرت سیاسی که در مقام عمل هستند و طبیعی است که در این بین اشتباهاتی هم انجام دهند، نقد پذیر بوده و همۀ ایرادات وارد شده بر خویش را به پای سیاسی‌کاری‌ها و دغل‌بازی‌ها نگذارند. عامل تمایز میان نقد مسئولانه و تخریب نیز این است که در نقد مسئولانه، تا حد امکان اراده‌ای برای نفی طرف مقابل وجود ندارد ولی در تخریب تنها چیزی که وجود ندارد مسئولیت و خیرخواهی است و همۀ هم و غم طرفین در این است که تا جای ممکن رقبا را از بالا به پایین بکشند و ایشان را از بین ببرند.

فرق دیگری که بین نقد مسئولانه و دشمنی مغرضانه وجود دارد این است که بدیل‌های ارائه شده توسط طرفین با هم تفاوت ذاتی و ماهیتی دارند. به عبارت دیگر، وجه مشترک نقد و نفی در این است که خطاهای موجود در طرف مقابل را نشانه می‌گیرند و هر دو در تلاش‌اند تا ایرادات موجود را بیان کنند. اما علاوه بر واقع‌نمایی ایرادات یا سیاه‌نمایی، تفاوت دیگری که بین نقد و نفی وجود دارد این است که اولاً نقد بر این طریق است که راهکاری ارائه دهد، در حالی که نفی لزوماً به کار نمی‌پردازد، ثانیاً اگر هر دو به ارائۀ طریق بپردازند، نقد راهکاری را پیش‌روی طرف مقابل قرار می‌دهد که درون گفتمانی و از جنس خود فرد یا نهاد باشد، در حالی که نفی، جایگیزنی‌هایی را پیشنهاد می‌دهد که هیچ تناسبی با فرد ندارند و همین است که باعث از بین رفتن او می شود.

به طور مثال اگر نحوۀ مراسم‌های مذهبی ما از سوی افراد مختلف مورد چالش واقع شد، آنی نقد است که اولاً داعیه‌دار حذف این مراسمات نبوده و در ضمن شکل صحیح عزاداری را برای مشتاقان اهل‌بیت عرضه کند. در حالی که چالش‌های مبتنی به نفی، آنهایی‌ست که کلاً عزاداری را رد می‌کنند و یا طوری به درمان درد می‌پردازند که مریض را به غسّال‌خانه بفرستند. پس ضروری است که بین نقد و نفی فرق بگذاریم و با این همانی کردن آن دو، خود را از نعمت نقد محروم نسازیم.

اما در آخر ذکر یک نکته حیاتی است و آن اینکه نقدی نقد است که زهر داشته باشد و بتواند طرف مقابل را بگزد و کامش را تلخ کند. نمی‌توان با رودربایستی و تعارف و حلوا حلوا کردن، دست به نقد کسی زد و انتظار داشت که ایرادات وارده، مثمرثمر واقع شوند. باید همۀ افراد به خصوص صاحبان قدرت سیاسی به این موضوع عنایت ویژه داشته باشند که در جریان نقدهایی که بر ایشان وارد می‌شود، آزردگی خاطر و ناراحتی و تلخی و چهره سرخ شدن، امری طبیعی و حتی لازمۀ نقد است و نباید به بهانۀ اینکه دارد به ما توهین می‌شود، نقد را کنار گذاشت و در آنرا تخته کرد. در نتیجه باید پذیرفت که هنگام نقد شدن ممکن است چند تا حرف درشت هم بار ما شود (البته منتقد حرفه‌ای و اصیل، از این کار دوری می‌جوید) اما باید تحمل‌ها را بالا برد و جواب بدی را با خوبی داد و با از بین بردن مشکلاتی که در نقدها وارد می‌شود، تلخی انتقاد را به شیرینی سازندگی تبدیل کرد.

نوشته شده در جمعه ٢۱ امرداد ،۱۳٩٠ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ توسط علیرضا زرقانی نظرات () |

 
کاظم انبارلویی
 
  
       
 
اصول‌گرایان در چندین رجوع به آرای عمومی طی یک دهه گذشته، از سوی مردم مورد اقبال قرار گرفتند. راز این اقبال در گفتمان اصول‎گرایی نهفته است.
 
اصول‎گرایان از میان بگو و مگوها و سروصداهای دعوای اضلاع دوم خردادی‌ها گفتمان پیشرفت، خدمت و عدالت را مطرح کردند. مردم در وجدان خود پذیرای این گفتمان شدند. علت این پذیرش آن است که گفتمان اصول‎گرایی منطبق بر گفتمان اصیل انقلاب اسلامی است. مردم، خواهان پیشرفت و جبران عقب‎ماندگی تاریخی هستند. مردم، خواهان بسط عدالت علوی بوده و مردم می‎خواهند مسئولان نظام، خادمان آنها باشند و به این خدمت افتخار کنند. گفتمان اصول‌گرایی اصلی‌ترین پاسخ به مطالبات مردم است. 

اصول‎گرایان علاوه‎بر پای‎بندی به گفتمان یاد شده، نقد درون‎گفتمانی را برای قوام و تداوم حرکت خود لازم می‌دانند. هیچ مرزی برای این نقد جز چهارچوب‌های پذیرفته شده در نظام و انقلاب و قانون‌اساسی وجود ندارد.
 
اکنون مهم‌ترین بحث در میان اصول‌گرایان فقط وحدت درونی طیف وسیع اصول‎گرایی است. بدون شک صیانت از این همگرایی نیاز به بازخوانی و بازتولید اندیشه اصول‌گرایی دارد.

مبانی اصول‎گرایی
الف- هرکس که در عمل و گفتار از ولایت فقیه اطاعت کند، اصول‌گراست. هرکس معتقد به خط امام(ره) و تنها مفسر آن یعنی آیت‌الله خامنه‌ای باشد، اصول‌گراست و این اعتقادات در فعل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی او تجلی دارد. 

ب- هرکس به فرآیند انقلاب یعنی مراحل پنج‌گانه‌ای که رهبر معظم انقلاب اسلامی برای روند تکاملی انقلاب در نظر گرفته‌اند معتقد باشد، اصول‌گراست. 

یک اصول‌گرا باید بداند نظام جمهوری اسلامی یک فرآیند است و اکنون ما شاهد شکل‌گیری و استقرار دولت اسلامی هستیم. لذا وظایفی که اکنون بر دوش اصول‌گرایان قرار دارد، معطوف به کار‌آمدی دولت اسلامی و الگوسازی برای یک دولت کارآمد است. به همین دلیل، گفتمان امروز اصول‌گرایی؛ گفتمان پیشرفت خدمت و بسط عدالت علوی است.
 
ج- یک اصول‌گرا با دشمنان نظام و دنباله آن در داخل که منافقین جدید و قدیم هستند، مرزبندی دارد.
 
د- یک اصول‌گرا ادب و اخلاق رقابت را در درون و برون جریان اصول‌گرایی مراعات می‌کند و از ستم به دیگران در عرصه رقابت پرهیز دارد. 

د- قانون‎اساسی، یک سند ملی و قوانین کشور، مبنای نظم و انضباط ملی است و حریم اصول قانون‌اساسی باید محفوظ بماند. یک اصول‌گرا هرگز از مرز قانون تخطی نمی‌کند و حریم نهاد‌های قانونی نظام را حفظ می‌کند.
 
یک اصول‌گرا خود را موظف به دفاع و صیانت از ساختارهای قانونی نظام می‌داند و در برابر ساختارشکنان می‌ایستد. 

آنچه گفته آمد، چکیده اعتقادات و دیدگاه‌های اصول‌گرایان پیرامون مبانی اصول‌گرایی است؛ یعنی در حقیقت آن‌چه که اصول‌گرایان را چون زنجیره‌ای واحد حول محور ولایت فقیه با هم متحد می‌کند. 

لذا اصول‌گرایان در یک حزب یا یک جبهه یا یک مجموعه خلاصه نمی‌شوند. طیف وسیعی از فعالان سیاسی، رجال مذهبی و سیاسی، احزاب و گروه‌ها و حتی «‌‌NGO»ها را در بر می‌گیرد. ممکن است در شرق و غرب و شمال و جنوب کشور، اضلاع اصول‌گرایان، توفیق دیدار چهره‎به‎چهره نداشته و یا هرگز همدیگر را ندیده باشند، اما دلبستگی به این اصول، آنها را در ایام خاص به‌ویژه انتخابات چون امواج انسانی واتاب دهد. در این امواج به‌راحتی می‌توان صدای مردم، صدای انقلاب و صدای اسلام را منطبق بر هم شنید.

موانع پیشروی وحدت و همگرایی اصول‌گرایان
اصول‌گرایان، نزدیک به یک دهه است که قدرت را در نهادهای انتخابی در دست دارند. مجلس و دولت و شوراها در دست اصول‌گرایان است. طبیعی است فراز و فرود تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها و نیز اخلال برخی نامحرمان در روابط و مناسبات اصول‌گرایان، روند همگرایی را کند و گاهی با مشکلات روبه‌رو می‌کند. 

اصول‌گرایان باید رمز توزیع و نگهداری قدرت را براساس موازین و اصول بدانند؛ اگر غفلت کنند ممکن است افراطیون، اضلاع فضای مناسبات و مذاکرات را در دست بگیرند و به‌جای روان‌سازی گفت‌وگوها انسداد ایجاد کنند.
 
تجربه عراق و عدم شکل‌گیری دولت به‌دلیل تخاصم اضلاع شیعیان، یک عبرت است. اصول‌گرایان باید بدانند همیشه در برابر گزینه بد و خوب قرار ندارند؛ گاهی ممکن است انتخاب بین بد و بدتر رخ دهد؛ لذا در تصمیم عقلانی خود نباید شک کنند. اکنون آمریکا در عراق بیشترین سود را از اختلافات شیعیان می‌برد و این، خطر سقوط دولت در دست بعثی‌ها و مخالفان را دوچندان کرده است. ممکن است یک ضلع از اضلاع اصول‎گرایی، ضلع دیگر را اصول‌گرا نداند؛ معنای این فهم این نیست که آن‌که این اندیشه را دارد، یا خود و یا ضلع متهم به این مقوله، از دایره اصول‌گرایی خارج است؛ چراکه پذیرش یا عدم پذیرش یک ضلع از اضلاع، جزو اصول‎گرایی نیست. مبانی اصول‌گرایی همان است که گفته شد. اصول‌گرایان در حقیقت یک جنبش اجتماعی و سیاسی هستند که با تأکید بر مرزبندی با نامحرمان، بیگانگان و جریان نفاق در داخل، می‌توانند روند همگرایی را پررنگ‌تر طی کنند. مفهوم «غیریت» در جنبش اصول‌گرایی مهم است. 

هیچ‌یک از اضلاع نمی‌توانند جزو مصادیق «غیریت» باشند. هر یک از اضلاع تا زمانی‌که پای‌بندی خود را به اصول نشان دهند، نمی‌توانند در مفهوم «غیریت» جای گیرند.
اصول‌گرایان باید دور جدیدی از گفت‌وگوها را با هم براساس بازخوانی مبانی اصول‌گرایی و نیز اهداف مشترک آغاز کنند. 

دو مسئله می‌تواند موانع را از سر روند وحدت و همگرایی اصول‌گرایی بردارد؛
١- بسط ید ولایت فقیه در پاسخ به شرارت‌های آمریکا در داخل و خارج؛
٢- تداوم حیات اصول‎گرایی به‌عنوان اصلی‌ترین راه برای پاس‎داشت مبانی. 

هیچ اصول‌گرایی در حال حاضر نمی‌تواند درخصوص ضرورت بازیابی راه‌های بسط ید ولایت فقیه و تداوم حیات اصول‌گرایی تردید داشته باشد. لذا می‌توان گفت‌وگوها را از همین دو منظر آغاز کرد. ان‌شاءا... خداوند برکات خود را نازل خواهد کرد.
 
نوشته شده در چهارشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٩ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ توسط علیرضا زرقانی نظرات () |

 

به لطف ناهماهنگی‌های همیشگی، کمی طول کشید تا برسیم به محل دیدار و همه آنهایی که قرار بود، آمده‌بودند و در صف‌های نماز نشسته بودند. وقتی نشستیم صدای اذان می‌آمد. چند دقیقه بعد رهبر هم آمد و ایستاد به نماز.

جلسه کمی غیر منتظره بود. بهمن ماه سال گذشته رهبر با دست‌اندرکاران کتاب «دا» دیدار داشتند. الان هم موقع نمایشگاه کتاب، و جلسه با مسوولین و کارکنان فقط یک انتشارات (حتی اگر سوره مهر باشد و وابسته به حوزه هنری)‌ جالب بود. نماز خواندیم و منتظر پایان تعقیبات رهبر ایستادیم تا هرچه می‌توانیم نزدیک‌تر به ایشان بنشینیم. رهبر مثل همیشه نشست زیر عکس امام و ما هم نشستیم اطرافش. فرصت شد تا باز هم از نزدیک ببینمش، دیگر مدت‌هاست در صورتش موی سیاهی نیست و چهره‌اش خبر از سال‌های زیاد عمر می‌دهد. هرچند وقتی صحبت یا سوال می‌کند، خبری از آن کهولت نیست و شادابی جایش را می‌گیرد. عبای قهوه‌ای رنگ تابستانی پوشیده بود و قبای زیتونی رنگ و چفیه‌ای که حتما توسط کسی درخواست می‌شد تا آخر جلسه. مثل همیشه سر گرداند و همه جمعیت را از نظر گذراند و به چشم‌های حاضران نگاه کرد و آرام سر تکان داد و گفت: من آماده شنیدن هستم.

آقای خاموشی که رییس سازمان تبلیغات اسلامی است، اول شروع کرد و کوتاه گزارش داد و گفت: جوانان دنبال نقطه نظرات حضرت عالی در حوزه فرهنگ هستند.

بعد از خاموشی، محسن مومنی صحبت کرد، او هم کوتاه. چند روزی بیشتر از صدور حکم ریاستش بر حوزه هنری نمی‌گذشت و تازه ساعت 9 صبح از سفر کربلا رسیده بود و خودش را رسانده بود به جلسه. یک بار این آقای مومنی را همراه رضا امیرخانی و سیدعلی کاشفی خوانساری در یکی از خیابان‌های کربلا دیدم، آن موقع که بازار زیارت‌های قاچاقی داغ بود. شاید به همین خاطر هر وقت می‌بینمش برایم کسوت زائر کربلا را دارد.

رهبر در طول صحبت‌های خاموشی و مومنی آرام نشسته بود؛ گاهی به آن‌ها نگاه می‌کرد و گاهی چشم می‌دوخت به موکت‌های اتاق.

کنار مومنی، بنیانیان نشسته بود ولی میکروفون را هل دادند جلوی حمزه‌زاده که رییس انتشارات سوره مهر است. حمزه‌زاده از رهبر تشکر کرد که این فرصت را برای کارکنان سوره مهر به وجود آورده است. رهبر پرسیدند: یعنی همه حاضران از سوره هستند؟ حمزه‌زاده اول گفت: تقریبا و بعد با رندی ادامه داد: همه جوان‌های جلسه از سوره هستند. دروغ هم نبود همه فروشندگان غرفه سوره در جلسه بودند، منشی‌ها و کارمندان و بعضی نویسنده‌ها مثل حبیب احمدزاده و بهبودی و سرهنگی و...

حمزه‌زاده ادامه داد و نکاتی درباره مشکلات نشر به طور عمومی و مسائلی درباره سوره مهر به طور اختصاصی گفت. از جمله گفت: ما مشکل فروشگاه در خیابان انقلاب داریم که یک ملک را شناسایی کردیم تا در صورت موافقت شما...

رهبر که دستش به ریش‌های سفیدش بود گفت: خوب بساط کنید!

چند نفری خندیدند ولی من حس نکردم ایشان شوخی کرده باشد. روحیه دوران جوانی ایشان را هرکه بشناسد می‌داند که برای حل مشکلات، منتظر رفع همه موانع نمی‌نشیند.

حمزه‌زاده ادامه داد که 95 درصد محصولات را مردم خریده‌اند و فقط 5 درصد را نهادها و ارگان‌ها.
معلوم بود قرار است صحبت مفصل‌تری از دو رییسش داشته باشد، به مثلث تولید، ترویج و توزیع برای توفیق نشر اشاره کرد و با ارائه آماری از فراهم نبودن زمینه‌ها، مخصوصا در امر ترویج و توزیع گله کرد.

رهبر باز هم وسط حرف‌های حمزه‌زاده آمد و پرسید: چه کسی باید این کارها را انجام بدهد؟ حمزه‌زاده با هوشمندی استفهام سوال رهبر را فهمید و گفت که خودشان چه کارهایی انجام داده‌اند.

اشاره به 80 چاپ کتاب «دا» در سال 88، قسمت دیگری از صحبت‌های حمزه‌زاده بود. اگر تعداد روزهای سال را بر این 80 نوبت چاپ تقسیم کنیم (بدون درنظر گرفتن تعطیلات) کتاب «دا» تقریبا هر چهار و نیم روز یک بار چاپ شده و این یعنی بخش عمده‌ای از توان و انرژی مجموعه صرف این این شده‌است که یک کتاب را تجدید چاپ کنند، آن هم در تیراژ 2500 نسخه. همیشه برایم این سوال وجود داشته است که چرا وقتی مدیر نشری می‌داند کتابش اقبال دارد، به جای چاپ متعدد، تیراژش را زیاد نمی‌کند! همین کار را می‌کنند که در آن مثلث تولید، ترویج و توزیع، مجبورند بیشتر انرژی‌شان را بگذارند برای تولید و «بابانظر»شان می‌ماند زمین در ضلع‌های ترویج و توزیع.

به نمایشگاه کتاب اشاره کرد و اینکه برگزاری آن چرخه‌ی فروشِ فروش‌گاهی کتاب را دچار مشکل می‌کند (این حرف را قبلا از رضا امیرخانی شنیده یا خوانده بودم) و نبود فروش‌گاه‌های زنجیره‌ای که کتاب را معقول توزیع کنند. گفت «دا» با 110 بار چاپ، هنوز همه‌جا توزیع نشده و فقط در شهرهای بزرگ فروخته شده‌است. بعد، از آقای سرهنگی خاطره‌ای گفت که با برنامه‌ای زنده و طولانی در سیمای کرمان همراه خانم زهرا حسینی درباره «دا» صحبت کرده‌اند و بعد تماس گرفته‌اند که کرمان آماده توزیع «دا»ست. اما حمزه‌زاده به سرهنگی گفته‌بود که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چون کرمان هیچ زمینه توزیع و فروش مناسبی ندارد. رهبر باز هم بین حرف‌های حمزه‌زاده آمد و پرسید: بالاخره رفتید کرمان یا نه؟

باز هم چند نفری خندیدند و باز من فکر می‌کنم آقا مزاح نکرد.

وقتی بالاخره حمزه‌زاده کوتاه آمد، رهبر گفت: شما مسائل زیادی گفتید. باید این صحبت‌ها را منسجم کنید، با دلیل و منطق. خلاصه حرف این نشود که نمایشگاه کتاب باید تعطیل شود یا فقط باید فروشگاه زنجیره‌ای کتاب راه بیفتد. حالا که علاقه دارید به این موضوع، این صحبت‌هایی که کردید را متین و منطقی مکتوب کنید.

رهبر به آقای بنیانیان توجهی کرد و گفت: شما حرفی نمی‌زنید آقای بنیانیان؟ بنیانیان هم خودش میکروفن را کشید جلو و تشکر کرد از همه کسانی که در دوران ریاستش بر حوزه هنری، به او کمک کرده‌بودند.

آن‌طرف‌تر آقای بهبودی نشسته بود. رهبر گفت: آقای بهبودی شما بفرمایید. بهبودی جواب داد: من مهمانم! رهبر به آقای سرهنگی که کنار بهبودی نشسته بود نگاه کرد و گفت: آقای سرهنگی شما بفرمایید. سرهنگی با اشاره سر جواب داد که حرفی ندارد. رهبر با لحن دوستانه‌ای گفت: حالا 2 کلمه بفرمایید. سرهنگی اما با تجربه‌تر از آن بود که در چنین جلسه‌ای با وقت کم، صحبتی از سر تعارف بکند.

رهبر که دید دیگر کسی قرار نیست صحبت کند، صحبتش را شروع کرد: خیلی متشکرم از زحمات دوستان و تلاشی که برای مساله کتاب دارید... مساله کتاب هم‌چنان یکی از مسائل اصلی و درجه یک در مقوله فرهنگ است...

رهبر انقلاب صحبت‌های خوبی درباره فرهنگ، کتاب، ادبیات و ... کردند که بخش‌هایی از آن منتشر شد.

آخرهای صحبت رهبر خطاب به آقای حمزه‌زاده گفت: البته خوب است که 110 بار این کتاب چاپ شده ولی سرجمع می‌شود حدود 300,000 نسخه، این علامت خیلی خوبی نیست. خوب بود که تیراژ چاپ برود بالا؛ چند میلیون؛ با همین تعداد چاپ.

به خانم حسینی هم رو کردند و گفتند: والده شما خوب هستند خانم حسینی؟...
گفتگوی رهبر با خانم حسینی ادامه پیدا کرد. خانم حسینی گفت: من عهد کرده‌ام هرجا دستم به مسئولی رسید...
رهبر ادامه داد که: بله می‌دانم... راجع به مشکلات خرمشهر پیگیر باشید...

معلوم شد قبلا هم حسینی به رهبر گله و شکایت وضع خرمشهر را کرده‌است. حسینی تند تند راجع به مشکلات فرهنگی و نفوذ وهابیت و مسوولانِ کم‌کار صحبت‌هایی کرد و رهبر با آرامش گوش داد و جایی گفت: البته بگویم برای خرمشهر کارهای خوبی هم انجام شده که من با خبرم؛ هرچند شما یادِ دوران بچگی خودتان هستید و خاطرات قدم‌زدن کنار شط؛ که بله شاید آن‌طور نشده خرمشهر.

حسینی گفت: شما دفعه قبل گفتید مشکلات خرمشهر را بنویسم و بدهم به یکی از مسئولان. ولی با اینکه شماره من را گرفتند ولی تماسی گرفته نشد. چندبار دیگر هم نوشتم ولی...

گله‌گذاری مفصل حسینی باعث شد یکی از مدیران اجرایی که آن‌جا بود، وارد معرکه بشود و همان‌جور دم‌دستی گزارشی از فعالیت‌های در حال انجام در خرمشهر را بدهد.

رهبر حرف‌های آن مدیر اجرایی را هم گوش کرد و گفت: این‌ها را که خودم می‌دانم، مساله الان این است که با ایشان تماس گرفته نشده.

بعدتر البته حسینی به رهبر گفت: ببخشید که جسارت کردم و رهبر جواب داد: عیبی ندارد، چه جسارتی!

صحبت در این مورد تا آخر جلسه ادامه داشت و موقع رفتن رهبر یکی از خانم‌ها چفیه را گرفت و رهبر خداحافظی کرد و تازه آدم‌های جلسه همدیگر را پیدا کردند. حسینی با آن آقای مسئول صحبتش ادامه داشت: بله می‌دانم بودجه زیادی می‌رود خرمشهر... و مسئول اجرایی بالاخره قضیه را ختم کرد که: کلی که نمی‌شود، مصداقی بنویسید ما پیگیری می‌کنیم.

وقتی می‌رفتم از آنجا شنیدم خانم زهرا حسینی به کسی می‌گفت: من مخاطب 8 ساله‌ای داشتم که کتاب را می‌خواند. گفتم نخوان برای تو زود است و او جواب داد مطالب تلخ هست ولی ناامیدکننده نیست.

دلم برای چندمین بار برای سیده اعظم حسینی که هفت سال زحمت مصاحبه و تدوین کتاب را کشیده بود، سوخت که در این میانه مورد توجه قرار نمی‌گیرد و زهرا حسینی فکر می‌کند خوانندگان، مخاطب او هستند. خواننده کتاب، مخاطب خاطرات او است که با تلاش و تنظیم خیلی خوب اعظم حسینی به عنوان مطلبی خواندنی تلطیف شده است. حتی شنیده‌ام جایزه کتاب جلال آل احمد را هم به اعظم حسینی نداده‌اند (یا همه‌اش را نداده‌اند). تنها کسی که از قلم نینداخت سیده اعظم حسینی را، خود رهبر بود: «این خانم (سیده اعظم حسینی) با مهارت و استادی آن (کتاب دا) را تنظیم کرده، حقا در یک حد نصاب است، کتاب قابل طرح جهانی است»

و من به عنوان کسی که کمی (واقعا کمی) نویسنده است می‌دانم این جمله خستگی را از تن سیده اعظم حسینی درآورده‌است.

نوشته شده در جمعه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٩ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط علیرضا زرقانی نظرات () |

با بهره گیری از سازوکارهای مختلف، هم می توان از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کرد و هم می توان با مداخله های مؤثر، دامنه اثرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن ها را کاهش داده و یا از میان برد. 

برخی از اصول و روش های مقابله عبارتند از:

١- تبدیل جنگ نرم دشمن به فرصتی برای افزایش قدرت نرم 
هر ملتی و کشوری دارای منابع قدرت نرم است که شناسایی و تقویت و سازماندهی آن ها می تواند براساس یک طرح جامع تبدیل به یک فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود.
به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ایران را می توانیم «ایدئولوژی اسلامی»، «قدرت نفوذ رهبری»، «حماسه آفرینی ها» و «درجه بالای وفاداری ملت به حکومت» بدانیم که در راهپیمایی ده ها میلیونی در ٢٢ بهمن امسال در سراسر کشور، برای طراحان جنگ نرم پیامی روشن داشت. 

همچنین از منابع قدرت نرم ملت ایران می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- در اختیار داشتن افراد دانشمند، خلاق و باهوش؛
- داشتن تحصیل کردگان زیاد؛
- تراز بالای دانایی و نرخ سواد دانشگاهی؛
- اراده و عزم ملی برای پیشرفت و آبادانی کشور؛
- وجود اقشار مختلف با انگیزه و دارای شوق که از روحیه ملی و حماسی برخوردارند.

٢- خلع سلاح روانی اپوزیسیون
اپوزیسیون همواره در پی آن است تا با شعارهای جذاب و وعده بهبود شرایط زندگی، توده مردم را جذب کند.
چنان چه نظام حاکم چنین شرایطی را بر شهروندانش فراهم سازد، زمینه جذب مردم توسط اپوزیسیون را از میان برداشته و جنگ روانی دشمن خنثی می شود.

٣- گسترش دامنه و شمول فعالیت های فرهنگی و افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان نبرد فرهنگی را با نبرد فرهنگی می شود پاسخ داد.
از سوی دیگر، یکی از عرصه های جهاد که امروز همه نخبگان فکری، هنرمندان، روشنفکران و بسیجیان بایستی وارد آن شوند، عرصه جهاد و مقابله با افکار و فرهنگ غلط انحرافی است.

۴- استفاده از دیپلماسی عمومی
یکی از منابع قدرت نرم و نیرومند هر کشوری استفاده از دیپلماسی عمومی در صحنه بین المللی است. به همین سبب، اگر دولتی مقتدر از مؤلفه ها و عناصر دیپلماسی عمومی به درستی و به موقع توسط دیپلمات های زبده، آگاه به تغییر و تحولات جهانی استفاده کند، قدرت نرم را تقویت کرده و از سوی دیگر بر توانایی خود جهت مقابله با جنگ نرم می افزاید. برعکس، اگر در چندین کشور جهان فاقد سفیر باشد، از این ابزار قدرت نرم غفلت ورزیده است.

۵- استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت ها
اقلیت های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت ورزی علیه نظام حاکم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یکی از میدان های فعالیت خود را در کشورهایی که دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند.
اما زمانی که نظام مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مرکز و اختصاص بودجه های لازم در قالب طرح های توسعه همه جانبه خصوصا طرح های اشتغال زا و به کارگیری مدیریت های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند، می توانند آن احساس را کم کنند یا از میان بردارند.

۶- عملیات روانی متقابل
در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل کرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه هدف استفاده می کنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یکی از روش های مقابله باشد.

سید یحیی صفوی

نوشته شده در جمعه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٩ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط علیرضا زرقانی نظرات () |

افرادی که برای اولین بار در شرکت‌های هرمی حاضر می‌شوند اولین سوالی که در ذهن‌شان شکل می‌گیرد نظر مراجع عظام در مورد پول حاصل از شرکت‌های هرمی است.

به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی «فردا» تمام کالاهایی که شرکت‌های هرمی ارائه می دهند در کشور ما قانونی و شرعی نیست و قاچاق محسوب می‌شود. طبق قانون جمهوری اسلامی ایران هر شخصی اجازه خرید محصولی که قانونی و شرعی باشد را داراست. به شرطی که آن کالا در ایران قاچاق محسوب نشود.

هفته‌نامه‌های تحلیلی خبری پنجره مدعی شد که تاکنون 4 میلیون ایرانی توسط شرکت‌های هرمی وارد این شبکه شده‌اند و هر روز قشر جدیدی را وارد این سیستم می‌کنند که در جدیدترین اقدام به دنبال زنان خانه دار رفته‌اند.

طبق اعلام وزارت اطلاعات نزدیک به 42 شرکت هرمی در حال فعالیت می‌باشند که با این نام‌ها مطرح شده‌اند: کوئست اینترنشنال- آمگا گلوبال- اسکای وی- گالف- سان شاین امپا گرفین پالینور- آسو گستر شرق- ایم ترسرز- ویپرول- ویکتوری وی- پارمیس اف اس جی سیلور فسیلیتی- ایمپریال اینوستمنت- تلاش گستر تجارت- اینو ایتینگ- تراست اینوست تچوار- پی آی جی- تی ام فاند- ریئل فایننسرز- وال استریت- اینو ست نتف کرپ- ولنسی- جی ام ای- پورت فولیو اینوستمنت- گاما- نت- یوان کامین- ویفاند یونایتد فاند- اکو گروپ اینوستمنت- اکسیم فاند- ترموهائس- نتف- گادن ویلج- ایولو گمبیت- مگاهلدینگ- پی آی جی- شبکه گردان موفق الوند- جی ام آی- یورو تاپ سان شاین- امپایر- سی نت اینتر نشنال- فارکس

نظرات مراجع عظام تقلید

رهبر معظم انقلاب: این معامله اکل مال به باطل است و جایز نیست.
آیت‌الله سیستانی: جایز نیست و تصرف در پول آن حرام است.
آیت‌الله بهجت: جایز نیست و حرام است.
آیت‌الله مکارم: حرام است زیرا: 1- اصل معامله باطل است و جنس معامله شده، آن مقدار ارزش ندارد.
آیت الله نوری همدانی: جایز نیست و غیر قانونی است.
آیت‌الله لنکرانی: شرکت در این طرح ها جایز نیست و سود حاصله حکم مجهول‌المالک را دارد.

بنابراین گزارش افراد حاضر در این شرکت‌ها برای زیباتر جلوه دادن کار خود به صراحت پول حاصل از این معامله را حلال می‌دانند. اما اگر پای صحبت‌های آنان بنشینی به این نکته دست می‌یابی که که تمام این کارها برای زیبا نشان دادن این شرکت‌های هرمی است که بزرگترین ضررها را به افراد وارد می‌کند.

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٩ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ توسط علیرضا زرقانی نظرات () |

در سال 59 آقای سید حسین خمینی که نوه امام بود (فرزند آقا مصطفی) در زمانی که اختلافات بین بنی صدر و شهید رجایی تشدید شده بود آقای سید حسین خمینی می رود در مشهد به نفع بنی صدر سخنرانی می کند مردم به او حمله می آورند می خواستند سید حسین خمینی را بزنند و ایشان که مسلح بوده، سلاح کمری داشته، دست به سلاح کمری اش می برد، بچه های کمیته جلوی او را می گیرند می برندش در یک اتاق دیگر.

از همانجا مسئولین کمیته تماس می گیرند با دفتر امام. پیغام به امام داده می شود که آقای سید حسین خمینی نوه شما در مشهد از بین صدر دفاع کرده مردم به او هجوم آوردند دست به اسلحه برده ما چه کار کنیم. امام به مرحوم آیت الله اشراقی می فرمایند که به مسئولین کمیته مشهد پیغام دهید که سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش برد او را با تیر بزنند.

بله امام می گوید اگر سید حسین خمینی دست به اسلحه برد بچه های کمیته با تیر بزنندش! آقای اشراقی به دفتر می آید و از طریق آقای رحمانی که بعدها نماینده امام در نیروی انتظامی شدند، از طریق ایشان به بچه های کمیته پیغام می دهند. ولی بخش دوم پیام امام را آقای اشراقی نمی دهد و فقط می گوید امام گفته آقای سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود. وقتی ایشان پیش امام بر می گردد امام می پرسد شما دستور من را ابلاغ کردی. ایشان می گوید بله. امام گفت آقای اشراقی کامل ابلاغ کردی؟ آقای اشراقی که نمی توانسته دروغ بگوید می گوید نه حضرت امام من قسمت دومش را نگفتم. امام به آقای اشراقی می فرمایند بر می گردی مجدد تلفن می زنی و هر دو قسمت پیام من را می دهید. سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود اگر دست به سلاحش زد با تیر بزنید.

 

نوشته شده در جمعه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٩ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ توسط علیرضا زرقانی نظرات () |

 

 انقلابیون متکبر و وابسته به قدرت مورد توجه دشمنان در جنگ نرم هستند .

مشاور رئیس جمهور ضمن بر شمردن قشرهایی که آمریکا و دشمنان در 30سال گذشته در جنگ نرم با رعایت اولویت روی آنها کار کرده اند، انسان های سست عنصر و کم ایمان که شامل افراد انقلابی اما متکبر و وابسته به قدرت هستند را یکی از این قشرها عنوان کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی «شبکه خبر دانشجو»، پروفسور حمید مولانا که عصر امروز در اولین پیش همایش ملی جنگ نرم با عنوان «دانشگاه و جنگ نرم» در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران سخن می گفت، اظهار داشت:‌ بزرگترین امتیاز ما در جنگ نرم این است که پس از سه دهه از انقلاب اسلامی هنوز غربگرایان و جهان غرب در شناخت زیرساخت‌های قدرت نرم ما عقب هستند.

وی افزود:‌ اما مسئولان و سازمان‌های ایران آنطور که باید از تاکتیک جنگ نرم غرب و بخصوص آمریکا اطلاع، آگاهی و تفکر کافی نداشته و باید بررسی استراتژی دشمن را در دستور کار خود قرار دهند.

مشاور رئیس جمهور با بیان اینکه آمریکا پس از جنگ جهانی دوم تصمیم گرفت روی تبلیغات بیشتر کار کند، گفت: در مثلث جنگ روانی آمریکا، نهادهای اجرایی، دانشگاه و اتاق فکر و رسانه‌ها سه بعد اصلی هستند که گردش اطلاعات، استراتژی و شیوه کار در این سه بعد بسیار باز صورت می‌گیرد.

مولانا افزود: به جرات می‌توانم بگویم اساتید دانشگاه‌های بزرگ علوم اجتماعی آمریکا در جنگ دوم بین الملل در مسائل جنگ نرم و جنگ روانی شرکت داشته‌اند.

وی با تاکید بر اینکه شکست آمریکا در ویتنام منجر به حساسیت روی مطالعه انقلاب اسلامی ایران شده است، تصریح کرد: از ابتدای انقلاب اسلامی ایران، آمریکا به دنبال شناخت زیرساخت‌های اسلامی و فرهنگی رایج و تاثیرگذار در ایران بوده است.

مشاور رئیس جمهور مولانا روحانیون حوزه‌های علمیه قم، مشهد و نجف، زیرساخت‌های سنتی، افراد سست و کم ایمان، استادان و دانشجویان، روزنامه‌نگاران، دانش‌آموزان، بازرگانان و مدیران شرکت‌های بزرگ را از جمله قشرهایی برشمرد که آمریکا در 30سال گذشته با رعایت اولویت روی آنها کار کرد و می‌خواست از طریق آنها در صفوف انقلاب رخنه کند.

وی افراد سست عنصر و کم ایمان را که شامل افراد انقلابی اما متکبر و وابسته به قدرت هستند را یکی از این قشرها اعلام کرد که مورد توجه دشمن در جنگ نرم بوده و هستند.

به عقیده مولانا این برنامه‌ریزی آمریکا پس از پایان دفاع مقدس و در دولت‌های هاشمی رفسنجانی و خاتمی قوت پیدا کرد.

وی اذعان داشت: دو نقشه برای جنگ نرم در نظر گرفته شده است که ذهنیت سازی در داخل ایران و ذهنیت سازی در آمریکا را شامل می‌شود.

مولانا گفت: غرب بیست سال وقت را صرف کرده تا ذهنیت جوانان را به سوی خود جذب کند و تلاش کرده تا نخبگان در جوامع بین المللی از دیدگاه نظام آمریکایی به انقلاب بنگرند.

مشاور رئیس جمهور با تاکید بر این اینکه عدم رابطه سیاسی و اقتصادی آمریکا و ایران منجر به فقدان حضور نیروهای نرم جمهوری اسلامی ایران در آمریکا بود، گفت: این امر منجر شد غرب بتواند نقشه های خود را به راحتی عملی کرده و نیروی نرم ایران در جامعه آمریکا و در نظام آمریکا در سطح پایین‌تری نسبت به گذشته قرار گیرد.

وی تاکید بر لزوم اجرای برنامه‌های دراز مدت به ده موارد از مسائل پیشنهادی در زمینه جنگ نرم اشاره کرد و گفت: سیاست گذاری روشن و قاطعانه خبری در برخورد با رسانه های غرب، شناخت صحیح ارزش ها و کارکردهای رسانه‌های غرب، تعلیم و تربیت کادر اطلاع رسانی با الگوهای اصیل، استقرار دفاتر خبری در نقاط استراتژیک، استفاده از نخبگان، اندیشمندان و غرب شناسان، سرمایه گذاری در تاسیس بانک‌های اطلاعاتی، بالا بردن ارتقای سطح حرفه‌ای و حقوقی روزنامه‌نگاران و ایجاد تحول اساسی و انقلابی در نظام مطبوعاتی به عنوان راه حل پیشنهاد می شود.

مولانا در خاتمه سخنان خود خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی سه نیروی قدرتمند مساجد و نمازهای جمعه، راه پیمایی ها که نمایانگر ملت و وحدت هستند و مناسبت‌های مذهبی نظیر رمضان، محرم و ذی الحجه، را دارد که به عنوان بزرگترین اسلحه ایران باید مورد توجه قرار گیرد./

نوشته شده در دوشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸۸ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط علیرضا زرقانی نظرات () |

یامین‌پور:تسلیم فشار جریان‏های سیاسی نمی‌شوم

 

وحید یامین‌پور چهره شناخته‌شده‌ای است که دیگر نیاز به معرفی آنچنانی ندارد. کافی است یک بار به پنجره جادویی منزلتان رجوع کنید تا چهره خندان وی را ببینید. هر چند عده‌ای به علت ظاهر و عقیده‌اش صلاح می‌دانند دکتر خطابش نکنند اما بی‌شک همگی بر اجرای قوی وی در برنامه «ایران 88»، «روبه فردا» و «دیروز امروز فردا» مهر تأیید می‌زنند.

در ابتدای کار، نام برنامه وی را عده‌ای 90 سیاسی گذاشتند اما هم اکنون با توجه به استقبال مخاطبان می‌توان این انتظار را داشت که به برنامه‌ 90، روبه فردای فوتبالی بگویند. یامین‌پور پای افراد و مباحثی را به صدا و سیما باز کرد که برای مردم تازگی داشت. البته مجری‌گری و حمایت اصولی وی از آرمان‌های انقلاب در پربیننده‌ترین برنامه سیما، مخالفت‌هایی را نیز ایجاد کرد اما او همچنان مصمم و استوار ایستاده است.

--------------------------------------------------------------------------------
بعضی از نشریات و رسانه‌ها اعلام کرده‌اند که حضور شما در صدا و سیما با یک فشار سیاسی شروع شده و علت این انتخاب هم تخریب اصلاح طلبان به واسطه جنابعالی بوده است، برای تنویر افکار عمومی بفرمایید که شما از چه زمانی فعالیت خود با صدا و سیما آغاز کردید و اصولا سلسله برنامه‌های شما چگونه شروع شد؟
ورود من به صدا و سیما به سال 81 بر می‌گردد و جالب‌تر آنکه من از سال 83 اجرای برنامه را آن هم با محور سیاسی شروع کردم نه سال 88؛ در طول این مدت با برنامه‌های امین ملت وخانه ملت روی آنتن رفتم، بعد از آن هم به کار اصلی خود یعنی رادیو بازگشتم.

در رادیو نیز برنامه‌هایم به شدت سیاسی بود پس قبل از اینکه احمدی‌نژاد و دولت مطرح باشند من در صدا و سیما کار سیاسی می‌‌کردم؛ لذا حضور من در صدا و سیما ربطی به فشار سیاسی ندارد.

پس حساسیت‌‌ها از چه زمانی شروع شد؟

دقیقاً از آن هنگام که من ایران 88 را بعد از دو سال دوری از تلویزیون شروع کردم.

چرا از تلویزیون دو سال دور بودید، چه شد که به سیما بازگشتید؟

فشار درس‌های دانشگاه خصوصاً در دوره دکتری فرصت اجرای یک برنامه تمام عیار تلویزیونی را در کنار دیگر مشغله‌هایم به من نمی‌داد اما همزمان با سبک شدن دروسم مسؤولان صدا و سیما با توجه به نیاز خود به فردی که خود نسبت به جریان‌های سیاسی شناخت داشته باشد و ارتباط خوبی هم با سیاسیون داشته باشد از من دعوت به همکاری کردند. من نیز با توجه به شرایط ویژه کشور، فضا را مهیا و برخود واجب دیدم که این مسؤولیت را به عهده گیرم.

اما فشارها دقیقاً از همین جا به واسطه شناختی که خصوصاً خبرنگاران با من داشتند، شروع شد.

یعنی ماجرا انتقام گیری شخصی بوده؟

قسمتی از آن به همین نحوه بود، یعنی این برخورد بیشتر برگرفته از یک سابقه سیاسی ناشی از حضور من در دانشکده خبر بود، بسیاری از مسؤولان سایت‌هایی همچون، جمهوریت، قلم نیوز، سلام نیوز و کلمه، دانشجویان دانشکده خبر بودند که مرا به خوبی می‌شناختند.

در واقع من را بهانه‌ای برای تخریب صدا و سیما قرار دادند و چنان حرف‌های درشتی در رابطه با من می‌زدند که تعجب آنان را که مرا می‌شناختند برمی‌انگیخت.

عده‌ای موضع گیری‌های صریح جنابعالی و قلم زدن در بعضی از سایت‌های حامی دولت را موجب عدم حضور سیاسیون اصلاح طلب در برنامه شما می‌دانند به راستی تا چه میزان حضور کمرنگ اصلاح‌طلبان در برنامه روبه‌فردا به این موضوع بر می‌گردد؟

تنها یک نفر از اسامی که در حضور مردم اعلام شد، شخص من را بهانه عدم حضور خود قرار داد ولی اکثریت از اینکه مجری برنامه با ادبیات سیاسی و رسانه‌ آشناست حتی استقبال هم می‌کردند. کسانی که به مناظرات دعوت شدند و حضور نیافتند تنها منحصر به جبهه اصلاح‌طلب نبودند یعنی ملاحظات سیاسی برخی چهره‌های اصولگرا هم مانع از حضور آنها شد.

اصولگرایان دیگر چرا؟

برنامه تلویزیونی دارای مخاطب ده‌ها میلیونی است ضمن اینکه این برنامه و مدل مناظره‌ای آن ملاحظات بسیاری را برای نخبگان به وجود می‌آورد.

بسیاری از آقایان هراس آن را دارند که طی یک برنامه چالشی زنده جمله‌ای را بگویند که تبعات ناخواسته سیاسی را برای آنها به وجود آورد، لذا صلاح دیدند شانس خود را امتحان نکنند چرا که ممکن بود به بدشانسی تبدیل شود.

البته این رد دعوت به صورت گسترده در جبهه اصلاحات وجود داشت.

جدا از اسامی که اعلام کردید فرد دیگری هم بود که دعوت شما را رد کند؟

من لیستی را تهیه کرده بودم که در آن افراد منطقی و در چارچوب نظام در آن جای می‌گرفتند بنابر این مثلاً اپوزیسیون خارج از نظام در آن جایی نداشتند اما من در یکی از روزنامه‌ها دیدم اسامی پیشنهاد شده به خاطر ضعف مواضع سیاسی شاید در ردیف چهارم و پنجم ما قرار می‌گرفتند و حتی بعضی از آنها در ذهن ما هم نبود.

هنگامی که فردی به تلویزیون دعوت می‌شود باید برای مردم به عنوان عضوی شناخته شده از آن جریان جایگاهی داشته باشد و به یک معنا فرد دعوت شده باید چهره باشد تا مخاطب بداند شخصیت میهمان به کدام طیف سیاسی متعلق است.

من یقین دارم که اگر ما از ابتدا سراغ این چهره‌ها می‌رفتیم به ما خرده می‌گرفتند که چرا به دنبال افراد شاخص‌تر نیامدید.

اعلام شد بعضی از افرادی که به برنامه دعوت می‌شدند شرط و شروط غیر قابل اجرایی را مطرح می کردند، این شرط‌ها چه بود؟

اکثریت آنها که از ابتدا دعوت را رد می‌کردند و دسته دیگر هم برای نفر مقابل شروع به ملاحظه کاری می‌کردند که از این طیف و آن طیف نباشد، برخی‌ها اسم هم می‌آوردند.

ما در روند مناظرات به دنبال چند گزینه خوب بودیم که صراحتاً آقایان از مناظره با این افراد گریزان بودند.

مثل آقای شریعتمداری و مقدم فر؟

[خنده] نمی‌خواهم وارد مصداق‌ها و اسامی شوم یا مثلاً رسماً می‌گفتند ما با طرفداران احمدی نژاد مناظره نمی‌کنیم حتی نفر مقابل را نیز برای خود معین می‌کردند و به دنبال طراحی زین بازی خودشان بودند نه یک زین بی‌طرف و می‌خواستند بازی را با او شروع کنند.

به دنبال آقای موسوی و کروبی هم برای حضور در مناظرات بودید؟

به آنها فکر نکردیم چرا که باید اینها قبل از ورود به گفتمان سیاسی به سؤالات جدی‌ دیگری پاسخ می‌دادند.

‌ تا به چه میزان در مصاحبه‌های خود بی‌طرف بودید؟ آیا اصولاً در ادبیات دینی ما بی‌طرفی جایگاهی دارد یا اینکه بی‌طرفی نیز یک نوع تفسیر سکولاریسمی است؟

دو نکته در رابطه با بی‌طرفی پیش فرض است؛ نخست آنکه آیا مجری در فراهم‌کردن موضوع و بحث و دادن فرصت عدالت را رعایت می‌کند یا نه؟ این تفسیر با طرح عنوان عدالت، بحثی حرفه‌ای و صحیح است. من به ضرورت رعایت این قواعد اذعان می‌کنم.

اما اشکالاتی که در رابطه با بی‌طرفی من وارد می‌شود به نوع ادبیاتم بازمی‌گردد. من صراحتاً اعلام می‌‌کنم که طرفدار نظام هستم و از سخنان حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری به کرات استفاده می‌کنم و خواهم کرد.

من حرف‌های مردم را در برنامه خود یادآور می‌شوم و نسبت به قانون اساسی کشور احساس وفاداری می‌کنم.

اما وقتی عده‌ای با این نوع ادبیات مواجه می‌شوند به مذاقشان این حمایت‌ها خوش نمی‌آید چرا که آنان اساساً ادبیات وفادار به نظام را طرفداری از یک جناح سیاسی می‌دانند!

من ادعای رعایت کامل عدالت را نمی‌کنم لیکن اکثر انتقادها در باب بی‌طرفی به تفسیر دوم باز می‌گردد.

البته در یک برنامه زنده نمی‌توان توقع همه را برآورده ساخت و قطعاً ضعف‌هایی وجود داشته اما من بهترین داور را مردم می‌دانم که بنا به نظرسنجی‌های صورت گرفته رضایت خود را اعلام کردند.

‌ به نظرسنجی‌ها اشاره داشتید؛ با توجه به ارزیابی‌های صورت گرفته اقبال مردم به برنامه شما تا به چه میزان بوده و این اقبال چه افت و خیزهایی داشته است؟ به نظر می‌رسد بعد از آنکه روند مناظرات یک سویه‌تر شد افت قابل توجهی از این نظر داشته‌اید.

نظرسنجی‌های ما مطالب شما را تایید می‌‌کند، چراکه برنامه روبه‌فردا پر بیننده‌ترین برنامه‌های سیما قرار گرفت.

تعداد مخاطبین این برنامه به شدت از فرم معمول برنامه‌های گفت‌وگو محور سیما فاصله گرفت و یک رکورد را ثبت کرد.

به تعداد مخاطب برنامه‌های ورزشی همچون 90 رسیدید؟

آن را پشت سر گذاشتیم.

اما افت و خیزها؟

هنگامی که برنامه در نیمه آخر دی‌ماه وارد یک فضای جدی شد دائماً از مسؤولان ارشد سازمان فرصت می‌خواستم تا یک بازنگری جدی در روند برنامه خود با یک تیم قوی اتاق فکر داشته باشیم. بنا به درخواست ما اجرای برنامه به صورت هفتگی بود.

پس هفتگی شدن برنامه جزو درخواست‌های خودتان بود؟

بله اما مقتضیات 9 دی ایجاب می‌کرد که برنامه 3 تا 4 بار در هفته پخش شود. بعد از مناظره داغ آقای کواکبیان- شریعتمداری و زاکانی- اطاعت قرارمان دعوت از آقایان ولایتی و محسن رضایی بود که متأسفانه این برنامه پا نگرفت.

به علت عدم حضور آقای ولایتی و نبود شخصیت هم‌تراز به ادعای آقای رضایی؟

دقیقاً.

آقای ولایتی چرا نیامد؟

اعلام نکردند.

و رو به فردا تعطیل شد؟

برای دهه فجر از ما اجرای برنامه مستقل و روتین را خواستند و طبیعی بود که ما توان اجرای دو برنامه همزمان را نداریم، بنابراین من درخواست تعطیلی 3 هفته‌ای برنامه را کردم.

اسم برنامه دهه فجر خود را نیز «دیروز امروز فردا» گذاشتیم تا در ذهن مخاطب مشابهتی ایجاد شود.

آیا تعطیلی و برگزاری یک نوع دیگر برنامه موجب فاصله گرفتن مخاطب با شما نمی‌شود؟

مخاطب می‌فهمد که جنس کار دهه فجر متفاوت است.

کس دیگری نمی‌توانست این مسؤولیت را قبول کند و شما همان برنامه را ادامه می‌دادید؟

شرایط سازمان به این سمت رفت و به نحوی من در عمل انجام شده قرار گرفتم؛ البته فکر می‌کنم برنامه دهه فجر هم خوب از آب درآمد. البته قضاوت اصلی با مخاطبان است.

اما هرگز برد برنامه روبه فردا را به دست نیاورد.

طبیعی است؛ مناظره در آن فضا تبدیل به یک بمب رسانه‌ای شده بود.

‌ احساس می‌شد دکور برنامه روبه فردا شایسته پربیننده‌ترین برنامه سیاسی کشور نباشد. آیا شروع این برنامه خلق الساعه نبود؟

این برنامه و دکور آن جدید نبود بلکه ماه‌ها با همین نام به صورت هفتگی پخش می‌شد اما بعد از 9 دی تنها ما یک روز فرصت داشتیم لذا با همان تیم تهیه و دکور سری جدید را شروع کردیم.

پس در سری جدید باید خیلی چیزها تغییر کرده باشد.

در مراحل آخر طراحی و اجرای آن همیشه قطعاً برنامه‌ای متفاوت‌تر و قوی‌تر را مردم کشور شاهد خواهند بود.

آیا در دور جدید به مردم قول می‌دهید همان روند چالشی را ادامه دهید یا آنکه تسلیم فشارها می‌شوید.

ما بنا نداریم مناظره‌ها را تعطیل کنیم.

با وجود اینکه برنامه‌های گفت‌وگو محور و حتی منظره‌ای در صدا و سیما کم نیستند اما هیچ کدام نتوانستند نظیر برنامه شما با مخاطب ارتباط برقرار کنند؛ به نظرتان علت این تفاوت در چه امری بوده است؟

برنامه‌های سیاسی سازمان غالباً کلیشه‌ای است. یکبار سازمان با بخش خبری 20:30 این قالب را شکسته بود و اتفاقاً بسیار هم مورد توجه مخاطبان شد. شروع نوع دیگر این سنت شکنی در برنامه ما رخ داد؛ یعنی به جای طرح مسائل سیاسی در یک قالب دانشگاهی صرف، شما دغدغه‌ ذهنی را متوجه مخاطبین عام قرار می‌دهی.

مسائل سیاسی بیشتر دغدغه عامه مردم است اما تا به حال صدا و سیما کمتر به این دغدغه توجه نشان داده بود. صدا و سیما به موقع فهمید که باید مسائل را برای تمامی جامعه مطرح کرد نه فقط دانشجویان علوم سیاسی، نمایندگان مجلس یا خبرنگاران؛ مخاطبین ما مردم کوچه و بازار بودند که رأی داده و حالا در جامعه درگیر یک شبهه و ابهام نیز شده بودند. با اجرای این برنامه اثبات شد صدا و سیما هیچ منعی برای شنیدن حرف‌های مختلف ندارد.

بسیاری معتقدند اجرای این برنامه خیلی دیر بود؛ در واقع روند مناظراتی که از ابتدای انقلاب با حضور شهید بهشتی و مطهری در مقابل حتی مارکسیست‌ها و توده‌ای‌ها شروع شده بود سال‌ها تعطیل بود.

قبول ندارم؛ صدا و سیما یک رسانه بسیار فراگیر و تأثیرگذار است. کوچکترین اشتباه می‌تواند تبدیل به یک التهاب سیاسی شود. ما باید دقت کنیم که کی و کجا چه حرفی را می‌زنیم، حتی اگر همین برنامه‌های ما در تابستان یا بعد از انتخابات برگزار می‌شد می‌توانست منجر به سوء‌استفاده سیاسی و اجتماعی شود ولی در مقطعی که ما شروع کردیم هیچ اتفاق ناخوشایندی رخ نداد.

اگر این برنامه زودتر شروع می‌شد نمی‌توانست باعث روشنگری عده‌ای که در توهم بودند، بشود؟

در آن فضای احساسی بیشتر به التهاب کمک می‌کرد تا روشنگری و من بر این امر معتقدم اما بعد از 9 دی ظرفیت جامعه متفاوت شده بود.

تا چه حد می‌خواهید پیش بروید؟ آیا سقف و حد زمانی یا شخصیتی برای خود مد نظر قرار داده‌اید و آیا خط پایان شما مشخص شده؟

جنس برنامه به نحوی نیست که بتوان برای آن اهداف بلند مدت متصور شد. ما حتی موضوعات را نمی‌توانیم بیش از 2 هفته طراحی کنیم.

اما مقام معظم رهبری درنماز جمعه صراحتاً بر استمرار مناظره‌ها تأکید داشتند.

در حوزه جدید ما علاوه بر مناظرات سیاسی به سراغ موضوعات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هم خواهیم رفت.

اما چرایی علت عدم طراحی بلند مدت به شرایط روز بر می‌گردد و این به روز بودن نه تنها فقط ضعف به حساب نمی‌آید بلکه برگ برنده ما نیز هست.

ما باید دغدغه روز مردم را بیان کنیم، لذا هر چقدر هم که لیست تهیه کنیم نمی‌توانیم پاسخگوی نیاز روز و ضرورت آن باشیم.

منطقه ممنوعه صدا و سیما تا به کجاست و آیا شما در روند برگزاری برنامه‌های خودتان تا به حال پا روی این خط قرمز‌ها گذاشته‌اید یا نه؟

اینکه صدا و سیما خط قرمزش تا به کجاست، من اطلاعی ندارم.

شما که مشاور رئیس شبکه هستید؟

من کارمند صدا و سیما نیستم لذا باید از مدیران ارشد آن بپرسید اما قطعاً این محدوده صلب و سخت نیست و به شرایط زمان تغییر پیدا می‌کند.

تا به حال پایتان روی خط قرمز رفته که به موجب آن اخطار بگیرید؟

هیچ وقت، حتی یک اخطار هم با این مضمون نگرفتم و حمایت مسؤولان صدا و سیما از من و برنامه‌هایم بیش از حد تصور و توقعم بوده است.

در روند نقد و بررسی گروه‌ها به طور مثال نهضت آزادی که هنوز در کشور باقی مانده و دست به اقدامات خارج از عرف آنچنانی هم نزده می‌توان از آنان برای بررسی نقششان در حوادث اخیر دعوت به عمل آورد یا اینکه این روند خارج از قاعده بازی است؟

تا به حال که موضوع نهضت آزادی را به مناظره نگذاشته‌ایم.

اما در برنامه «دیروز، امروز فردا» به طور مفصل درباره آنان سخن گفتید.

خب ساختار دهه فجر مناظره محور نبود و انجام کار چالشی یک حدی دارد. بسیاری از امور را بهتر است با توجه به ظرفیت جامعه با یک متخصص در میان بگذاریم، با این وجود اگر روزی موضوع نهضت آزادی در برنامه روبه‌فردا مطرح شد می‌توان به این فکر کرد که یک نفر از اعضای این نهضت جهت دفاع از خود حضور یابد.

صدا و سیما منعتان نمی‌کند؟

تا به حال مطرح نشده اما صدا و سیما بعید می‌دانم منعی داشته باشد.

در طی دو برنامه‌ای که با حضور آقایان شجونی و ده‌نمکی برگزار می‌کردید نویزها در صدا اخلال ایجاد کردند؛ حتی برنامه آقای ده‌نمکی که احساس می‌شد صحبت‌های تندی می‌کنند قطع شد، ماجرا چه بود؟

ما چند شب بود که حوالی ساعت 24 دچار نقص فنی بودیم و مسؤولان صدا و سیما به دنبال علت آن بودند که آیا این موضوع به ماهواره برمی‌گردد یا تجهیزات داخلی. به هر حال ما متوجه این اشکال در طی اجرای برنامه نبوده‌ایم.

برنامه آقای ده‌نمکی نیز که قطع شد سریعاً بعد از 2 دقیقه ادامه پیدا کرد.

بهترین و جذاب‌ترین برنامه‌ای که در طول این مدت اجرا کرد‌ه‌اید کدام برنامه بود؟

مناظره آقای کواکبیان و شریعتمداری.

و ضعیف‌ترین آن؟

ناراحت می‌شوند؛ البته نظر من ملاک نیست چرا که چندین بار اتفاق افتاد که من احساس می‌کردم برنامه قوی اجرا نشده و لیکن همان برنامه‌ به شهادت مردم و صاحب نظران برنامه خوبی ارزیابی می‌شد و البته عکس این ماجرا هم رخ داده است.

باید با این مقوله به طور علمی مواجه شد اما اگر سلیقه من را جویا شوید مناظره کواکبیان و شریعتمداری را مناظره‌ای کامل و با حفظ ادب دیدم و در نهایت مخاطب نکات جدیدی را آموخت و در عین حال جذابیت کار نیز حفظ شد.

بزرگترین نقص برنامه‌تان که در روند جدید باید اصلاح شود چه بود.

مناظره یک اصل رسانه‌ای و یکی از جذاب‌ترین ابزار رسانه و تلویزیون است که مردم نیز نسبت به آن اقبال خوبی را نشان دادند و حتی ظرفیت خود را به همگان اثبات کرد‌ه‌اند اما آنچه که موجب تهدید برنامه‌های مناظره‌ای است عدم رعایت قاعده اجرای یک مناظره از طرف آنانی که در برنامه‌‌‌ میهمانند به حساب می‌آید.

کسانی که در یک مناظره حاضر می‌شوند باید بپذیرند که در یک برنامه زنده در پیشاپیش چشم ده‌ها میلیون مخاطب قرار گرفته‌اند و نباید از این موقعیت سوء‌استفاده کنند.

متأسفانه در برخی از مناظرات بعضی از میهمانان از این فرصت سوءاستفاده کردند. گاهی من سوال می‌پرسیدم و علناً آنان می‌گفتند ما با سوال شما کاری نداریم و حرف خود را مطرح می‌کردند و حرفی را می‌زدند که برای دیگران حق و حقوقی را ایجاد می‌کرد و نیاز به مدرک و سند داشت و طبیعی بود که در یک برنامه زنده پیدا کردن این اسناد امری غیر ممکن است.

بنابر این مهمترین تهدید برای برنامه مناظره‌ای عدم رعایت اخلاق از سوی میهمانان است.

اما قبول دارید که مردم ما باهوش‌تر از این تعبیرها هستند؛ یعنی این قبیل اظهارات را به عنوان نکته منفی در کارنامه آن فرد ثبت می‌کنند؟

من قبول دارم اما شما نمی‌توانید ناراحتی مردم را منکر شوید. مردم ناراحت و حتی عصبی از سوء استفاده یک عده منفعت طلب می‌شوند.

اما اگر بخواهیم با این روند هم مقابله کنیم باید به نحوه‌ای برنامه خودمان را تعطیل کنیم. بنابر این در این روند بیشتر از آنکه صدا و سیما دخیل باشد میهمانان نقش اصلی را بازی می‌کنند.

تا به حال در روند برنامه‌هایتان از دعوت کردن فردی پشیمان شده‌اید.

[بعد از سکوت یک دقیقه‌ای]

بله.

بله و ...

نه به خاطر اینکه از سخنان میهمانم خوشم نیامده بلکه از اتلاف وقت مردم ناراحت شده‌ام.

در یکی از برنامه‌های «دیروز امروز فردا» احساس شد میهمان برنامه از ادبیات مبتذل استفاده می‌کند که مطبوعات و رسانه‌ها هم نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند، با این تفسیر رسانه‌ها موافقید؟

قبول دارم که برنامه صدا و سیما قطعاً یک عده را راضی می‌کند و در مقابل عده‌ای را هم ناراضی می‌کند.

خیلی دشوار است که در یک برنامه زنده 120 دقیقه‌ای شما تمام جملات خود را حساب شده بگویید و در این جهت بیشترین فشار به نماینده صدا و سیما برای حفظ شرایط مطلوب وارد می‌‌شود.

در برخی از برنامه‌ها من به طور مستمر هنگام پخش آیتم‌ها تذکر می‌دادم که حدود رعایت شود و این مربوط به طیف خاصی هم نیست چرا که ادبیات بعضی، مخاطبین را فراری می‌دهد.

البته پیدا کردن فردی که همه را خوشحال کند هم محال است چرا که این اقتضای برنامه‌هاست.

برخورد مردم و واکنش آنها با شخص شما در خیابان چگونه است؟

ابتدای شروع برنامه نگران و مضطرب این ماجرا بودم اما به مرور برخورد محبت‌آمیز مردم از هر دو جریان مرا شوکه کرد.

حتی کسانی که به صدا و سیما انتقاد داشتند، وجود این برنامه را نعمتی فرض می‌کردند البته عده کمی هم نه در فضای اجتماعی بلکه در محیط سایبر به برنامه و شخص من حمله کردند.

حمله آنها به برنامه ناشی از به خطر افتادن حیات سیاسی بعضی از افراد مجهول الهویه بود چرا که آنان حیاتشان را در بی‌بصیرتی مردم می‌دیدند حتی کار آنها به فحاشی و تهدید فیزیکی هم رسید.

البته حجم بی‌نظیر تماس‌های مردم با روابط عمومی سازمان بی‌نظیر بود و این امر موجب تقویت اراده ما شد.

بیشترین فشار از نوع بالا دستی آن در کدام برنامه به شما وارد شد؟

حقیقتاً طی این مدت فشاری از بابت مسؤولان صدا و سیما بر من وارد نشد. این فشار بیشتر از جانب جریان‌های سیاسی بر من وارد می‌شد. من یک روز کامل را در مجلس سپری کردم تا با نظرات نمایندگان مجلس آشنا شوم.

فشار از طرف نخبگان سیاسی و رسانه‌های آنهاست نه از طرف مردم و مسؤولان سازمان؛ این قشر خواسته‌هایی دارند که متوقعند همگی در برنامه ما اجرا شود و این امر قطعاً محال است.

ممکن است مخاطب دچار ابهام شود، منظورتان از فشار تشکل‌های سیاسی و توقعات آنها چیست؟

احزاب و جریان‌های سیاسی قدرت محورند و رسانه یک مبلغ بسیار قوی قدرت است.

بسیاری از جریان‌های سیاسی از برنامه ما سهم می طلبند و با فشار می‌خواستند ما را به سمتی سوق دهند که خود می‌طلبند. مدتی دوستان به من پیشنهاد می‌کردند روزنامه و سایت نخوان اما مگر می‌شود خودمان را بایکوت کنیم.

اگر این امکان برایتان وجود دارد، لطفاً مصداقی‌تر سخن بگویید.

در یک روزنامه آن هم در یک روز هفت یادداشت و مقاله درباره برنامه و شخص من چاپ شده و اینها تأثیرگذار در کار ماست. تاکنون 4 جلد ضخیم از واکنش رسانه‌ها به برنامه ما جمع‌آوری شده است.

در وبلاگ شخصی خودتان از لذت وصف‌ناپذیر سردبیری برنامه رادیو جوان یاد کردید، مگر این برنامه چه ویژگی منحصر به فردی داشت.

من 4 تا 5 سال در رادیو سردبیر بودم. برنامه در رادیو تفاوت‌های بسیاری با کار تلویزیونی دارد، ‌کار رادیو جویباری و بلند مدت است به نحوی که مخاطب با شما رفیق می‌شود.

من در آن برنامه دوساله حدود یک میلیون مخاطب دائم داشتم که هر شب منتظر ما بودند و این همراهی و یکدلی یک لذت وصف‌ناپذیری به دور از حاشیه و هیجان را مهیا می‌ساخت و من این اثرگذاری را به هجمه سیل‌آسا برنامه تلویزیونی ترجیح می‌دهم.

اگر شما به جای مجری برنامه مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری بودید، چگونه برخورد می‌کردید؟

آن مناظرات همان اجرا را می‌طلبید، حقیقتاً در روند مناظرات انتخاباتی کسی را نیاز داشت که در تقسیم وقت عدالت را رعایت کند.

اما انتقادهای فراوانی در رابطه با آن اجرا مطرح بود.

قواعد یک مناظره در آن برنامه نیز توسط کاندیداها رعایت نشد.

اگر شما در آن برنامه بودید آیا صحبت‌ آقای احمدی‌نژاد یا موسوی را قطع می‌کردید؟

من هیچ وقت این کار را قبول نمی‌کردم.

در برخی از برنامه‌‌های مناظره‌گونه شما در تقسیم وقت حرف و حدیث‌هایی بود؛ آیا در سری جدید قصد استفاده از کرنومتر را دارید؟

به هیچ وجه؛ جنس برنامه ما وقت محور نیست بلکه موضوع محور است. چه بسا کسی در 5 دقیقه 10 سؤال مطرح کند که نیاز به پاسخ طولانی دارد و عدالت در اینجا حکم به پاسخ به سؤالات را می‌دهد نه تقسیم زمان، به هر حال من هرگز وارد این بازی نخواهم شد و من بحث را تقسیم می‌کنم نه وقت را.

شیرین‌ترین و تلخ‌ترین خاطره‌تان در روند برگزاری این برنامه چه بود؟

این برنامه کلاً یک خاطره شیرین به حساب می‌آمد اما لذت برنامه «دیروز امروز فردا» که در آن سخن‌های جدیدی به میان آمد برای من زایدالوصف بود. حضور آقایان پناهیان، ده‌نمکی و قاسمی با حرف‌های متفاوت لذت عجیبی را برای من ایجاد کرد.

اگر یادتان باشد گفتم من مدتی تلویزیون را رها کردم چرا که احساس می‌کردم تلویزیون ظرفیت تمامی حرف‌ها را ندارد اما در روند برنامه‌های اخیرم حرف‌هایی زدم که در رادیو هم نزده بودم و این برایم شیرین و به یاد ماندنی بود.

و تلخ‌ترین آن؟

بعد از یکی از مناظرات من به نماز جمعه تهران رفته بودم که بعد از نماز چندنفر اطراف من را گرفتند و به شدت با من برخورد کردند که چرا شما از چارچوب نظام دفاع نمی‌کنید؛ و برای من بسیار تلخ بود که چطور مرا حامی انقلاب نمی‌دانند! در واقع آنها چندان متوجه ملاحظات اثرگذار کار رسانه نبودند.

در برنامه آقای سعید قاسمی اعلام کردید که 5 دقیقه بیشتر وقت ندارید لیکن با تشر ایشان نزدیک 30 دقیقه به ایشان وقت دادند، ماجرا از چه قرار بود؟

در تمامی برنامه‌‌ها ما از سقف برنامه تجاوز می‌کردیم اما سه تا از برنامه‌هایمان تا 30 دقیقه بامداد ادامه پیدا کرد. در برنامه آقای قاسمی هم تا 15 دقیقه بامداد به ما وقت داده بودند که بعد از حرف‌های آقای قاسمی بلافلاصله مدیر پخش پیام داد که بگذارید حرف‌های ایشان به پایان برسد و آن شب حدود 38 دقیقه از سقف برنامه تجاوز کردیم.

اگر فرد دیگری هم اینچنین سخن می‌گفت باز هم به او وقت اضافه می‌دادید.

اصلاً آن شب ما برنامه را حدود 11:5 و خیلی دیر شروع کردیم یعنی 20 دقیقه با تأخیر؛ البته حضور آقای قاسمی در تلویزیون برای ما هم مغتنم بود.

با این روند فکر کنم پس آقای حسن عباسی را هم تا چند روز دیگر دعوت کنید.

من ایشان را هم دعوت کرده بودم، چون مردم، دانشجویان و برخی از نخبگان دائماً خواستار حضور ایشان بودند به همین جهت با هماهنگی با آقای ضرغامی و میرباقری ما از ایشان هم دعوت کردیم. من نیز با ایشان تماس گرفته و به طور مفصل در رابطه با برنامه سخن گفتم، ‌البته ایشان هم نکات خود را داشتند، به هر‌حال با وجود تمامی شرایط با اصرار بنده ایشان راضی شدند در برنامه «دیروز امروز فردا» حضور پیدا کنند اما در نهایت استخاره ایشان بد آمد و با وجود ناراحتی خود نتیجه استخاره را به نظر خویش مقدم دانستند. البته ما این قول را از آقای عباسی گرفتیم که در آینده میزبان ایشان باشیم.

اتاق فکر شما را چه کسانی تشکیل می‌دهند؟

ما با طیف وسیعی مشورت رسمی و غیر رسمی داریم. اما اتاق فکر با حضور رئیس شبکه و گاهی با ریاست صدا و سیما با حضور اساتید برجسته برگزار می‌شود.

به نظرتان می‌توان منتظر مناظره‌ای با حضور آقایان کروبی و موسوی باشیم؟

این تصمیم از اختیارات من خارج است اما من به شخصه احساس می‌کنم مردم قبل از حضور آنها در تلویزیون خواستار امر دیگری هستند، این دو نفر باید در مراجع قانونی به سؤالات اساسی پاسخ بگویند تا مراحل دیگر هم متصور باشد.

برنامه‌ریزی شما برای آینده چگونه است و آیا قصد دارید از اصلاح‌طلبان برای حضور در برنامه دعوت مجدد به عمل آورید یا نه؟

اصلاح‌طلبان تنها یک جریان سیاسی هستند، این در حالی است که ما در کشور از مجلس شورای اسلامی تا دولت طیف‌های گسترده با نظرات متفاوتی را داریم در نتیجه ما به دنبال آن هستیم که برای همه آنها تریبونی ایجاد کنیم. در سری جدید، دیگر مسائل انتخاباتی پایه‌کار ما نخواهند بود بلکه ما مطالب متنوعی را مورد بحث قرار خواهیم داد.

منبع: جوان

نوشته شده در جمعه ٧ اسفند ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط علیرضا زرقانی نظرات () |

٢٠آذر ٨٨
بر اساس نظر سنجی مؤسسه آمریکایی پیپا (PIPA) و دانشگاه مریلند آمریکا از مردم ایران علیرغم فتنه گری های اخیر و تبلیغات وسیع آمریکا و رسانه های غربی 81 درصد از ایرانی ها، احمدی‌نژاد را رئیس جمهور مشروع ایران می دانند.ایرانی ها انتخابات ریاست جمهوری را مشروع، آزاد و عادلانه می‌دانند.

به گزارش فارس، مؤسسه آمریکایی نظرسنجی پیپا (PIPA) با همکاری دانشگاه مریلند آمریکا به روش تلفنی و با استفاده از پرسشگران ایرانی این نظرسنجی را انجام داده است. جامعه آماری متشکل از تمامی استان‌های کشور بوده و جمعیت شهری و روستایی را دربر گرفته است.
حجم نمونه این نظرسنجی متشکل از 1003 نفر بزرگسال با ترکیب جنسیتی 51 درصد زن و 49 درصد مرد بوده‌ است. نظرسنجی مذکور در تاریخ 27 آگوست تا 10 سپتامبر 2009 (5 تا 19 شهریور 1388) صورت گرفته و نتایج آن در تاریخ 20 سپتامبر 2009 (29 شهریور 1388) انتشار یافته است.
شایان ذکر است ترجمه و اعلام نتایج این نظرسنجی به معنی تأیید همه یافته‌ها از سوی این مرکز تحقیقاتی نیست.

- در خصوص انتخابات اخیر ریاست جمهوری از پاسخگویان سوالات زیر پرسیده شده است:

الف) آیا شما در انتخابات اخیر ریاست جمهوری شرکت داشتید؟
87 درصد پاسخگویان به این سوال پاسخ بلی و 12درصد پاسخ خیر داده‌اند. 1 درصد نیز از پاسخ به این سوال امتناع کرده‌اند.

ب) شما در انتخابات به چه کسی رای دادید؟
55 درصد به احمدی‌نژاد،14 درصد به میرحسین موسوی، 3 درصد به محسن رضایی و 1 درصد به مهدی کروبی رای داده‌اند. 24 درصد از پاسخ به این سوال امتناع نموده‌اند و 3 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند.

ج) به نظر شما این انتخابات تا چه میزان آزاد و عادلانه بود؟
از نظر 66 درصد از پاسخگویان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کاملا آزاد و عادلانه و‌ از نظر 17 درصد تا حدی آزاد و عادلانه بوده و از نظر 5 درصد چندان آزاد و عادلانه نبوده است. 5 درصد نیز بر این عقیده‌اند که انتخابات اصلا آزاد و عادلانه نبوده است. 5 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

د) تا چه میزان به نتایج اعلام شده این انتخابات اعتماد دارید؟
62 درصد از پاسخگویان به نتایج اعلام شده در حد «زیاد» و 21 درصد «تا حدی» اعتماد دارند، 6 درصد گفته‌اند به نتایج اعلام شده چندان اعتمادی ندارند و 7 درصد نیز اصلا به این نتایج اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

ب) نقاط ضعف
ه) اگر همین فردا انتخابات مجددا برگزار شود شما به چه کسی رای خواهید داد؟
49 درصد به احمدی‌نژاد ،8 درصد به میرحسین موسوی، 2 درصد به محسن رضایی و 1 درصد به کروبی رای خواهند داد.13 درصد گفته‌اند در انتخابات شرکت نخواهم کرد. 19 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند و 8 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند.

و) با توجه به مسائل پیش آمده قبل، حین و پس از انتخابات آیا به نظر شما آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهور مشروع ایران است یا خیر؟
81 درصد از پاسخگویان آقای احمدی‌نژاد را رئیس جمهور مشروع ایران دانسته‌اند و 10 درصد با این موضوع مخالفت کرده‌اند، 4 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 5 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

ز) شما فکر می‌کنید آقای احمدی‌نژاد به هنگام صحبت با مردم تا چه حد صادق است؟
48 درصد از پاسخگویان احمدی‌نژاد را «بسیار صادق» و 33 درصد وی را «تا حدی صادق» می‌دانند، 6 درصد احمدی‌نژاد را چندان صادق نمی‌دانند و 5 درصد نیز وی را اصلا صادق نمی‌دانند. 5 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 3 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

ج) به نظر شما آیا مقام رهبری پس از برگزاری انتخابات باید از آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد یا خیر؟
76 درصد بر این عقیده‌اند که باید از ایشان حمایت می‌کرد و 13 درصد معتقدند نباید از ایشان حمایت می‌کرد. 6درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 5 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

ط) تا چه حد به عملکرد دولت در انجام اقدامات صحیح اعتماد دارید؟
54 درصد از پاسخگویان «اکثر اوقات» 31 درصد «بعضی اوقات» و 9 درصد به ندرت به عملکرد دولت اعتماد دارند. 2 درصد نیز گفته‌اند اصلا به عملکرد دولت اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 1 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
مقایسه نتایج سوال مذکور در این نظرسنجی با نظرسنجی سال گذشته حاکی از افزایش اعتماد به عملکرد دولت نسبت به سال گذشته است.

ی) در مجموع رضایت شما از نظام حکومتی ایران به چه میزان است؟
41 درصد از پاسخگویان اظهار داشته‌اند از نظام حکومتی ایران «بسیار راضی» ،‌46 درصد تا حدی راضی و 7 درصد تا حدی ناراضی بوده و 3 درصد نیز کاملا ناراضی هستند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 1 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

- از پاسخگویان پرسیده شده است: به نظر شما روش گزینش مقام رهبری با اصول دموکراسی انطباق دارد یا خیر؟
55درصد از پاسخگویان روش گزینش مقام رهبری را با اصول دموکراسی سازگار و 14 درصد با اصول دموکراسی ناسازگار دانسته‌اند. 5 درصد در پاسخ گفته‌اند بستگی دارد. 19 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 7 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

-از پاسخگویان پرسیده شده است: آیا فکر می‌کنید حمایت از یک داوطلب در انتخابات توسط اعضای شورای نگهبان مناسب است یا فکر می‌کنید که آنها همیشه باید بی‌طرف باشند؟
75 درصد از پاسخگویان بر این عقیده‌اند که شورای نگهبان باید همیشه بی‌طرف بماند، 16 درصد گفته‌اند مناسب است که در انتخابات از کاندیدایی خاص حمایت کند و 2 درصد اظهار داشته‌اند بستگی دارد. 5 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

- از پاسخگویان پرسیده شده است: نظر شما درباره قدرت مقام رهبری در قانون اساسی چیست؟
61 درصد از پاسخگویان معتقدند قانون اساسی به مقام معظم رهبری به اندازه لازم قدرت داده است،‌17 درصد بر این باورند که قدرتی بیش از حد لازم داده است و 6 درصد بر این عقیده‌اند که قدرتی کمتر از حد لازم داده است. 12 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 4 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

* مقایسه وضعیت فعلی با چهار سال گذشته
الف) وضعیت اقتصادی خود پاسخگویان
42 درصد از پاسخگویان معتقدند که وضعیت اقتصادی آنها نسبت به چهار سال پیش تغییر نکرده است. از نظر 31 درصد وضعیت اقتصادی آنها بدتر و از نظر 27 درصد وضعیت اقتصادی آنها بهتر شده است.

ب) وضعیت اقتصادی کشور
45 درصد از پاسخگویان بیان داشته‌اند که وضعیت اقتصادی کشور بدتر شده است. از نظر 29 درصد وضعیت اقتصادی کشور بهتر و از نظر 14 درصد تغییری نکرده است. 10 درصد نیز گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد از پاسخ به این سؤال امتناع نموده‌اند.

ج) میزان عدالت اقتصادی در سراسر کشور
35 درصد از پاسخگویان معتقدند وضعیت عدالت اقتصادی بدتر شده است. از نظر 30 درصد وضعیت عدالت اقتصادی در کشور بهتر شده و از نظر 18 درصد تغییری نکرده است. 14 درصد نیز گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 13 درصد از پاسخ دادن امتناع کرده‌اند.

د) توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی
به اعتقاد 57 درصد از پاسخگویان توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی رشد یافته است. از نظر 14 درصد توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی کاهش یافته است و از نظر 13 درصد تغییری نکرده است. 14 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد از پاسخ دادن به سؤال امتناع کرده‌اند.

هـ) میزان آزادی‌های شهروندان در جامعه ایران
48 درصد از پاسخگویان بر این عقیده‌اند که میزان آزادی‌های شهروندان در جامعه ایرانی افزایش یافته است، از نظر 33 درصد میزان آزادی‌های شهروندان کاهش یافته و از نظر 22 درصد تغییری نکرده است. 6 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 1درصد از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

و) روابط ایران با کشورهای غربی
33 درصد از پاسخگویان معتقدند که روابط ایران با کشورهای غربی بهتر شده است. از نظر 30 درصد روابط ایران با کشورهای غربی بدتر شده و از نظر 16 درصد تغییری نکرده است. 18 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 3 درصد از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

* از پاسخگویان پرسیده شده است: میزان اعتماد شما نسبت به هر یک از نهادهای کشور تا چه حدی است؟

الف) مجلس
40 درصد پاسخگویان در حد «زیاد» به مجلس شورای اسلامی اعتماد دارند، 39 درصد پاسخگویان تا حدی به مجلس اعتماد داشته و 7 درصد گفته‌اند چندان اعتمادی ندارند. 8 درصد نیز اصلاً به مجلس شورای اسلامی اعتماد نداشته‌اند. 4 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

ب) وزارت کشور
38 درصد از پاسخگویان در حد زیاد به وزارت کشور اعتماد دارند، 34 درصد پاسخگویان تا حدی به وزارت کشور اعتماد داشته، 6 درصد گفته‌اند چندان اعتمادی نداشته و 6 درصد نیز اصلاً به وزارت کشور اعتماد ندارند. 13 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 3 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

ج) رئیس جمهور
64 درصد پاسخگویان در حد زیاد به رئیس جمهور اعتماد دارند. 21 درصد تا حدی اعتماد دارند، 5 درصد چندان اعتماد ندارد و 6 درصد نیز به رئیس جمهور اصلاً اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

د) قوه قضاییه
43 درصد از پاسخگویان در حد زیاد به قوه قضاییه اعتماد دارند. 30 درصد تا حدی اعتماد دارند، 7 درصد چندان اعتماد ندارند و 7 درصد نیز به قوه قضاییه اصلاً اعتماد ندارند. 11 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

هـ) شورای نگهبان
42 درصد از پاسخگویان در حد زیاد به شورای نگهبان اعتماد دارند. 29 درصد تا حدی اعتماد دارند، 6 درصد از پاسخگویان چندان اعتماد ندارند و 6 درصد نیز به شورای نگهبان اصلاً اعتماد ندارند. 15 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

و) نیروی انتظامی
52 درصد از پاسخگویان در حد زیاد به نیروی انتظامی اعتماد دارند. 31 درصد تا حدی اعتماد دارند، 6 درصد چندان اعتماد ندارند و 7 درصد نیز به نیروی انتظامی اصلاً اعتماد ندارند. 3 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 1 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

- آیا آژانس برای ایجاد شفافیت کار می‌کند؟

*از پاسخگویان پرسیده شده است، به نظر شما در زمانی که نگرانی‌هایی در خصوص عادلانه بودن برگزاری انتخابات در کشورها وجود دارد، ناظران بین‌المللی سازمان ملل برای اعمال کنترل بر روند انتخابات باید اجازه حضور داشته باشند یا خیر؟
55 درصد از پاسخگویان مخالف حضور ناظران بین‌المللی و 37 درصد موافق حضور آنان بوده‌اند. 6 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند، 2 درصد نیز از پاسخ امتناع کرده‌اند.

* از پاسخگویان پرسیده شده است: تا چه اندازه از روش‌ها و فرایندهای انتخاب مقامات کشور احساس رضایتمندی می‌کنید؟
40 درصد از پاسخگویان از روش‌ها و فرایندهای انتخاب مقامات کشور «بسیار راضی» بوده‌اند» 41 درصد از این روش‌ها تا حدی رضایت داشته و 10 درصد چندان رضایتی از آن ندارند. 6 درصد نیز اصلاً از روش‌ها و فرایندهای انتخاب مقامات راضی نبوده‌اند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 1 درصد از پاسخگویان از پاسخ به این سؤال امتناع کرده‌اند.
در مورد این سؤال مقایسه نتایج نظرسنجی جدید با نظرسنجی فوریه 2008 همین مؤسسه نشان می‌دهد درصد افرادی که از روند انتخاب مقامات کشور بسیار رضایت دارند افزایش چشمگیری داشته است. همچنین در نظرسنجی جدید درصد افرادی که چندان رضایت ندارند تقریبا به نصف نتایج نظرسنجی پیشین کاهش یافته است.

نتایج این نظرسنجی حاوی نکات زیر است:
- پاسخگویان وضعیت اقتصادی خود، کشور و میزان عدالت اقتصادی را در مقایسه با 4 سال پیش بدتر ارزیابی کرده‌اند که این امر در مورد بدتر شدن وضعیت اقتصادی کشور و عدالت اقتصادی چشمگیرتر است.
- در میان اشخاص و نهادهایی که بالاترین میزان اعتماد پاسخگویان را کسب کرده‌اند شخص رئیس جمهور با (64 درصد) و سپس نیروی انتظامی با ( 52درصد)‌ بالاترین میزان اعتماد را به خود اختصاص داده‌اند.
- روحیه عدم اجازه دخالت بیگانگان در امور کشور در میان ایرانیان همچنان بالاست که این امر به ویژه در مورد مخالفت با حضور ناظران بین‌المللی برای نظارت بر انتخابات کشور هویداست.
- نتایج میزان رضایتمندی پاسخگویان از روند انتخابات کشور (81 درصد) که خود شاخص مهمی برای میزان مشروعیت یک نظام سیاسی به شمار می‌آید نشان از مشروعیت بالای جمهوری اسلامی است که نسبت به نظرسنجی پیش‌تر همین موسسه در این مورد افزایش چشمگیری (19 درصد) داشته است.
- بر حسب این نظرسنجی میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری 87 درصد است که با میزان مشارکت واقعی مردم در این انتخابات (84.40 درصد) تا حدود زیادی منطبق بوده و حتی افزون بر آن است که این امر نشان‌دهنده عدم وقوع تخلف یا به ادعای مخالفان تقلب است.
- نتایج این نظرسنجی در خصوص رای پاسخگویان به داوطلبان ریاست جمهوری حاکی از رای قاطع آقای احمدی‌نژاد و پیروزی ایشان در مرحله اول است. شایان ذکر است به علت این که در این نظرسنجی 27 درصد پاسخگویان از پاسخ امتناع کرده یا گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند رای ایشان بر مبنای این نظرسنجی (55 درصد) کمتر از میزان واقعی (62.64 درصد) است.
- نتایج مربوط به سوالات «میزان آزاد و عادلانه بودن انتخابات» (66درصد)، «میزان اعتماد به نتایج اعلام شده انتخابات» (62 درصد)‌ و مشروعیت آقای احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور نشان دهنده مشروعیت این انتخابات و شخص ایشان (81 درصد) علیرغم مخالفت‌ها و جوسازی‌های داخلی و خارجی بوده است.
- اگر چه نتایج سوال مربوط به رای پاسخگویان در صورت برگزاری مجدد انتخابات نشان دهنده کاهش چند درصدی رای رئیس جمهور است اما در مقایسه با آن، رای رقبا که فضای جامعه را با اقدامات خود ملتهب کردند به شدت کاهش یافته است و نکته مهمتر افزایش میزان عدم شرکت در انتخابات است که از خواست مردم برای وجود آرامش در جامعه و نارضایتی آنان از بر هم خوردن امنیت جامعه حکایت دارد.
- نتایج مربوط به «صداقت رئیس جمهور در سخن با مردم» (48 درصد)‌نشان دهنده رد ادعا و اتهامات مخالفان ایشان در مورد عدم صداقت ایشان است.
- نظر پاسخگویان درباره ضرورت حمایت رهبری از آقای احمدی‌نژاد (76 درصد) نشان‌دهنده درستی اقدام رهبری و رد ادعای مخالفان است.
- میزان اعتماد پاسخگویان به اقدامات دولت (54 درصد اکثر اوقات و 31 درصد بعضی اوقات) نشان دهنده اعتماد بالای مردم به اقدامات دولت است که در قیاس به نتایج سال 2008 افزایش نیز یافته است.
- میزان رضایت پاسخگویان از نظام حکومتی ایران (41 درصد بسیار راضی و 46 درصد تا حدی راضی) نشان دهنده مشروعیت و رضایت بسیار بالای نظام در نزد مردم است.
- در خصوص روش گزینش مقام معظم رهبری و انطباق آن با اصول دموکراسی، نتایج حاکی از اعتماد پاسخگویان (55 درصد) به انطباق روش گزینش با اصول دموکراسی است که نشان‌دهنده مقبولیت بالای این روش و رد ادعای مخالفان و معاندان و ایجاد شبهات در این زمینه است. همچنین در مورد قدرت مقام معظم رهبری در قانون اساسی نیز نتایج دلالت بر تایید کامل این میزان اختیارات از سوی پاسخگویان (61 درصد) دارد.
- ضرورت بی‌طرفی از سوی اعضای شورای نگهبان در مورد داوطلبان انتخابات مورد تاکید پاسخگویان (75 درصد) قرار گرفته است.
نوشته شده در شنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸۸ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ توسط علیرضا زرقانی نظرات () |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت