نظرسنجی مهم مؤسسه آمریکایی PIPA و دانشگاه مریلند   

٢٠آذر ٨٨
بر اساس نظر سنجی مؤسسه آمریکایی پیپا (PIPA) و دانشگاه مریلند آمریکا از مردم ایران علیرغم فتنه گری های اخیر و تبلیغات وسیع آمریکا و رسانه های غربی 81 درصد از ایرانی ها، احمدی‌نژاد را رئیس جمهور مشروع ایران می دانند.ایرانی ها انتخابات ریاست جمهوری را مشروع، آزاد و عادلانه می‌دانند.

به گزارش فارس، مؤسسه آمریکایی نظرسنجی پیپا (PIPA) با همکاری دانشگاه مریلند آمریکا به روش تلفنی و با استفاده از پرسشگران ایرانی این نظرسنجی را انجام داده است. جامعه آماری متشکل از تمامی استان‌های کشور بوده و جمعیت شهری و روستایی را دربر گرفته است.
حجم نمونه این نظرسنجی متشکل از 1003 نفر بزرگسال با ترکیب جنسیتی 51 درصد زن و 49 درصد مرد بوده‌ است. نظرسنجی مذکور در تاریخ 27 آگوست تا 10 سپتامبر 2009 (5 تا 19 شهریور 1388) صورت گرفته و نتایج آن در تاریخ 20 سپتامبر 2009 (29 شهریور 1388) انتشار یافته است.
شایان ذکر است ترجمه و اعلام نتایج این نظرسنجی به معنی تأیید همه یافته‌ها از سوی این مرکز تحقیقاتی نیست.

- در خصوص انتخابات اخیر ریاست جمهوری از پاسخگویان سوالات زیر پرسیده شده است:

الف) آیا شما در انتخابات اخیر ریاست جمهوری شرکت داشتید؟
87 درصد پاسخگویان به این سوال پاسخ بلی و 12درصد پاسخ خیر داده‌اند. 1 درصد نیز از پاسخ به این سوال امتناع کرده‌اند.

ب) شما در انتخابات به چه کسی رای دادید؟
55 درصد به احمدی‌نژاد،14 درصد به میرحسین موسوی، 3 درصد به محسن رضایی و 1 درصد به مهدی کروبی رای داده‌اند. 24 درصد از پاسخ به این سوال امتناع نموده‌اند و 3 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند.

ج) به نظر شما این انتخابات تا چه میزان آزاد و عادلانه بود؟
از نظر 66 درصد از پاسخگویان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کاملا آزاد و عادلانه و‌ از نظر 17 درصد تا حدی آزاد و عادلانه بوده و از نظر 5 درصد چندان آزاد و عادلانه نبوده است. 5 درصد نیز بر این عقیده‌اند که انتخابات اصلا آزاد و عادلانه نبوده است. 5 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

د) تا چه میزان به نتایج اعلام شده این انتخابات اعتماد دارید؟
62 درصد از پاسخگویان به نتایج اعلام شده در حد «زیاد» و 21 درصد «تا حدی» اعتماد دارند، 6 درصد گفته‌اند به نتایج اعلام شده چندان اعتمادی ندارند و 7 درصد نیز اصلا به این نتایج اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

ب) نقاط ضعف
ه) اگر همین فردا انتخابات مجددا برگزار شود شما به چه کسی رای خواهید داد؟
49 درصد به احمدی‌نژاد ،8 درصد به میرحسین موسوی، 2 درصد به محسن رضایی و 1 درصد به کروبی رای خواهند داد.13 درصد گفته‌اند در انتخابات شرکت نخواهم کرد. 19 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند و 8 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند.

و) با توجه به مسائل پیش آمده قبل، حین و پس از انتخابات آیا به نظر شما آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهور مشروع ایران است یا خیر؟
81 درصد از پاسخگویان آقای احمدی‌نژاد را رئیس جمهور مشروع ایران دانسته‌اند و 10 درصد با این موضوع مخالفت کرده‌اند، 4 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 5 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

ز) شما فکر می‌کنید آقای احمدی‌نژاد به هنگام صحبت با مردم تا چه حد صادق است؟
48 درصد از پاسخگویان احمدی‌نژاد را «بسیار صادق» و 33 درصد وی را «تا حدی صادق» می‌دانند، 6 درصد احمدی‌نژاد را چندان صادق نمی‌دانند و 5 درصد نیز وی را اصلا صادق نمی‌دانند. 5 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 3 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

ج) به نظر شما آیا مقام رهبری پس از برگزاری انتخابات باید از آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد یا خیر؟
76 درصد بر این عقیده‌اند که باید از ایشان حمایت می‌کرد و 13 درصد معتقدند نباید از ایشان حمایت می‌کرد. 6درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 5 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

ط) تا چه حد به عملکرد دولت در انجام اقدامات صحیح اعتماد دارید؟
54 درصد از پاسخگویان «اکثر اوقات» 31 درصد «بعضی اوقات» و 9 درصد به ندرت به عملکرد دولت اعتماد دارند. 2 درصد نیز گفته‌اند اصلا به عملکرد دولت اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 1 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
مقایسه نتایج سوال مذکور در این نظرسنجی با نظرسنجی سال گذشته حاکی از افزایش اعتماد به عملکرد دولت نسبت به سال گذشته است.

ی) در مجموع رضایت شما از نظام حکومتی ایران به چه میزان است؟
41 درصد از پاسخگویان اظهار داشته‌اند از نظام حکومتی ایران «بسیار راضی» ،‌46 درصد تا حدی راضی و 7 درصد تا حدی ناراضی بوده و 3 درصد نیز کاملا ناراضی هستند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 1 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

- از پاسخگویان پرسیده شده است: به نظر شما روش گزینش مقام رهبری با اصول دموکراسی انطباق دارد یا خیر؟
55درصد از پاسخگویان روش گزینش مقام رهبری را با اصول دموکراسی سازگار و 14 درصد با اصول دموکراسی ناسازگار دانسته‌اند. 5 درصد در پاسخ گفته‌اند بستگی دارد. 19 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 7 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

-از پاسخگویان پرسیده شده است: آیا فکر می‌کنید حمایت از یک داوطلب در انتخابات توسط اعضای شورای نگهبان مناسب است یا فکر می‌کنید که آنها همیشه باید بی‌طرف باشند؟
75 درصد از پاسخگویان بر این عقیده‌اند که شورای نگهبان باید همیشه بی‌طرف بماند، 16 درصد گفته‌اند مناسب است که در انتخابات از کاندیدایی خاص حمایت کند و 2 درصد اظهار داشته‌اند بستگی دارد. 5 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

- از پاسخگویان پرسیده شده است: نظر شما درباره قدرت مقام رهبری در قانون اساسی چیست؟
61 درصد از پاسخگویان معتقدند قانون اساسی به مقام معظم رهبری به اندازه لازم قدرت داده است،‌17 درصد بر این باورند که قدرتی بیش از حد لازم داده است و 6 درصد بر این عقیده‌اند که قدرتی کمتر از حد لازم داده است. 12 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 4 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

* مقایسه وضعیت فعلی با چهار سال گذشته
الف) وضعیت اقتصادی خود پاسخگویان
42 درصد از پاسخگویان معتقدند که وضعیت اقتصادی آنها نسبت به چهار سال پیش تغییر نکرده است. از نظر 31 درصد وضعیت اقتصادی آنها بدتر و از نظر 27 درصد وضعیت اقتصادی آنها بهتر شده است.

ب) وضعیت اقتصادی کشور
45 درصد از پاسخگویان بیان داشته‌اند که وضعیت اقتصادی کشور بدتر شده است. از نظر 29 درصد وضعیت اقتصادی کشور بهتر و از نظر 14 درصد تغییری نکرده است. 10 درصد نیز گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد از پاسخ به این سؤال امتناع نموده‌اند.

ج) میزان عدالت اقتصادی در سراسر کشور
35 درصد از پاسخگویان معتقدند وضعیت عدالت اقتصادی بدتر شده است. از نظر 30 درصد وضعیت عدالت اقتصادی در کشور بهتر شده و از نظر 18 درصد تغییری نکرده است. 14 درصد نیز گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 13 درصد از پاسخ دادن امتناع کرده‌اند.

د) توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی
به اعتقاد 57 درصد از پاسخگویان توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی رشد یافته است. از نظر 14 درصد توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی کاهش یافته است و از نظر 13 درصد تغییری نکرده است. 14 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد از پاسخ دادن به سؤال امتناع کرده‌اند.

هـ) میزان آزادی‌های شهروندان در جامعه ایران
48 درصد از پاسخگویان بر این عقیده‌اند که میزان آزادی‌های شهروندان در جامعه ایرانی افزایش یافته است، از نظر 33 درصد میزان آزادی‌های شهروندان کاهش یافته و از نظر 22 درصد تغییری نکرده است. 6 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 1درصد از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

و) روابط ایران با کشورهای غربی
33 درصد از پاسخگویان معتقدند که روابط ایران با کشورهای غربی بهتر شده است. از نظر 30 درصد روابط ایران با کشورهای غربی بدتر شده و از نظر 16 درصد تغییری نکرده است. 18 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 3 درصد از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

* از پاسخگویان پرسیده شده است: میزان اعتماد شما نسبت به هر یک از نهادهای کشور تا چه حدی است؟

الف) مجلس
40 درصد پاسخگویان در حد «زیاد» به مجلس شورای اسلامی اعتماد دارند، 39 درصد پاسخگویان تا حدی به مجلس اعتماد داشته و 7 درصد گفته‌اند چندان اعتمادی ندارند. 8 درصد نیز اصلاً به مجلس شورای اسلامی اعتماد نداشته‌اند. 4 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

ب) وزارت کشور
38 درصد از پاسخگویان در حد زیاد به وزارت کشور اعتماد دارند، 34 درصد پاسخگویان تا حدی به وزارت کشور اعتماد داشته، 6 درصد گفته‌اند چندان اعتمادی نداشته و 6 درصد نیز اصلاً به وزارت کشور اعتماد ندارند. 13 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 3 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

ج) رئیس جمهور
64 درصد پاسخگویان در حد زیاد به رئیس جمهور اعتماد دارند. 21 درصد تا حدی اعتماد دارند، 5 درصد چندان اعتماد ندارد و 6 درصد نیز به رئیس جمهور اصلاً اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

د) قوه قضاییه
43 درصد از پاسخگویان در حد زیاد به قوه قضاییه اعتماد دارند. 30 درصد تا حدی اعتماد دارند، 7 درصد چندان اعتماد ندارند و 7 درصد نیز به قوه قضاییه اصلاً اعتماد ندارند. 11 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

هـ) شورای نگهبان
42 درصد از پاسخگویان در حد زیاد به شورای نگهبان اعتماد دارند. 29 درصد تا حدی اعتماد دارند، 6 درصد از پاسخگویان چندان اعتماد ندارند و 6 درصد نیز به شورای نگهبان اصلاً اعتماد ندارند. 15 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

و) نیروی انتظامی
52 درصد از پاسخگویان در حد زیاد به نیروی انتظامی اعتماد دارند. 31 درصد تا حدی اعتماد دارند، 6 درصد چندان اعتماد ندارند و 7 درصد نیز به نیروی انتظامی اصلاً اعتماد ندارند. 3 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 1 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.

- آیا آژانس برای ایجاد شفافیت کار می‌کند؟

*از پاسخگویان پرسیده شده است، به نظر شما در زمانی که نگرانی‌هایی در خصوص عادلانه بودن برگزاری انتخابات در کشورها وجود دارد، ناظران بین‌المللی سازمان ملل برای اعمال کنترل بر روند انتخابات باید اجازه حضور داشته باشند یا خیر؟
55 درصد از پاسخگویان مخالف حضور ناظران بین‌المللی و 37 درصد موافق حضور آنان بوده‌اند. 6 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند، 2 درصد نیز از پاسخ امتناع کرده‌اند.

* از پاسخگویان پرسیده شده است: تا چه اندازه از روش‌ها و فرایندهای انتخاب مقامات کشور احساس رضایتمندی می‌کنید؟
40 درصد از پاسخگویان از روش‌ها و فرایندهای انتخاب مقامات کشور «بسیار راضی» بوده‌اند» 41 درصد از این روش‌ها تا حدی رضایت داشته و 10 درصد چندان رضایتی از آن ندارند. 6 درصد نیز اصلاً از روش‌ها و فرایندهای انتخاب مقامات راضی نبوده‌اند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 1 درصد از پاسخگویان از پاسخ به این سؤال امتناع کرده‌اند.
در مورد این سؤال مقایسه نتایج نظرسنجی جدید با نظرسنجی فوریه 2008 همین مؤسسه نشان می‌دهد درصد افرادی که از روند انتخاب مقامات کشور بسیار رضایت دارند افزایش چشمگیری داشته است. همچنین در نظرسنجی جدید درصد افرادی که چندان رضایت ندارند تقریبا به نصف نتایج نظرسنجی پیشین کاهش یافته است.

نتایج این نظرسنجی حاوی نکات زیر است:
- پاسخگویان وضعیت اقتصادی خود، کشور و میزان عدالت اقتصادی را در مقایسه با 4 سال پیش بدتر ارزیابی کرده‌اند که این امر در مورد بدتر شدن وضعیت اقتصادی کشور و عدالت اقتصادی چشمگیرتر است.
- در میان اشخاص و نهادهایی که بالاترین میزان اعتماد پاسخگویان را کسب کرده‌اند شخص رئیس جمهور با (64 درصد) و سپس نیروی انتظامی با ( 52درصد)‌ بالاترین میزان اعتماد را به خود اختصاص داده‌اند.
- روحیه عدم اجازه دخالت بیگانگان در امور کشور در میان ایرانیان همچنان بالاست که این امر به ویژه در مورد مخالفت با حضور ناظران بین‌المللی برای نظارت بر انتخابات کشور هویداست.
- نتایج میزان رضایتمندی پاسخگویان از روند انتخابات کشور (81 درصد) که خود شاخص مهمی برای میزان مشروعیت یک نظام سیاسی به شمار می‌آید نشان از مشروعیت بالای جمهوری اسلامی است که نسبت به نظرسنجی پیش‌تر همین موسسه در این مورد افزایش چشمگیری (19 درصد) داشته است.
- بر حسب این نظرسنجی میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری 87 درصد است که با میزان مشارکت واقعی مردم در این انتخابات (84.40 درصد) تا حدود زیادی منطبق بوده و حتی افزون بر آن است که این امر نشان‌دهنده عدم وقوع تخلف یا به ادعای مخالفان تقلب است.
- نتایج این نظرسنجی در خصوص رای پاسخگویان به داوطلبان ریاست جمهوری حاکی از رای قاطع آقای احمدی‌نژاد و پیروزی ایشان در مرحله اول است. شایان ذکر است به علت این که در این نظرسنجی 27 درصد پاسخگویان از پاسخ امتناع کرده یا گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند رای ایشان بر مبنای این نظرسنجی (55 درصد) کمتر از میزان واقعی (62.64 درصد) است.
- نتایج مربوط به سوالات «میزان آزاد و عادلانه بودن انتخابات» (66درصد)، «میزان اعتماد به نتایج اعلام شده انتخابات» (62 درصد)‌ و مشروعیت آقای احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور نشان دهنده مشروعیت این انتخابات و شخص ایشان (81 درصد) علیرغم مخالفت‌ها و جوسازی‌های داخلی و خارجی بوده است.
- اگر چه نتایج سوال مربوط به رای پاسخگویان در صورت برگزاری مجدد انتخابات نشان دهنده کاهش چند درصدی رای رئیس جمهور است اما در مقایسه با آن، رای رقبا که فضای جامعه را با اقدامات خود ملتهب کردند به شدت کاهش یافته است و نکته مهمتر افزایش میزان عدم شرکت در انتخابات است که از خواست مردم برای وجود آرامش در جامعه و نارضایتی آنان از بر هم خوردن امنیت جامعه حکایت دارد.
- نتایج مربوط به «صداقت رئیس جمهور در سخن با مردم» (48 درصد)‌نشان دهنده رد ادعا و اتهامات مخالفان ایشان در مورد عدم صداقت ایشان است.
- نظر پاسخگویان درباره ضرورت حمایت رهبری از آقای احمدی‌نژاد (76 درصد) نشان‌دهنده درستی اقدام رهبری و رد ادعای مخالفان است.
- میزان اعتماد پاسخگویان به اقدامات دولت (54 درصد اکثر اوقات و 31 درصد بعضی اوقات) نشان دهنده اعتماد بالای مردم به اقدامات دولت است که در قیاس به نتایج سال 2008 افزایش نیز یافته است.
- میزان رضایت پاسخگویان از نظام حکومتی ایران (41 درصد بسیار راضی و 46 درصد تا حدی راضی) نشان دهنده مشروعیت و رضایت بسیار بالای نظام در نزد مردم است.
- در خصوص روش گزینش مقام معظم رهبری و انطباق آن با اصول دموکراسی، نتایج حاکی از اعتماد پاسخگویان (55 درصد) به انطباق روش گزینش با اصول دموکراسی است که نشان‌دهنده مقبولیت بالای این روش و رد ادعای مخالفان و معاندان و ایجاد شبهات در این زمینه است. همچنین در مورد قدرت مقام معظم رهبری در قانون اساسی نیز نتایج دلالت بر تایید کامل این میزان اختیارات از سوی پاسخگویان (61 درصد) دارد.
- ضرورت بی‌طرفی از سوی اعضای شورای نگهبان در مورد داوطلبان انتخابات مورد تاکید پاسخگویان (75 درصد) قرار گرفته است.
لینک
شنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸۸ - علیرضا زرقانی

   آقای رییس‌جمهور، می‌شود باران باشید   

آقای رییس‌جمهور، می‌شود باران باشید

فرزاد جمشیدی

جمعه ای که گذشت نه میرزاده عشقی زنده بود و نه شهریار!

اما آنها که زیر سقف بارانی آسمان جمعه نفس کشیدند ، عاشق تر از ایده آل عشقی (1)، در این اوایل گل سرخ و انتهای بهار ، حسرت حیدر بابای شهریار را روایت کردند تا دور از هیاهوی سیاست ، سینه آسمان از یالان دنیای غزل سرای آذربایجان سرریز شود و کتاب پر برگ ابرها، آیه های بارانی 22 خرداد را بر زمین نازل کند:

-حیدربابا ! دنیا دروغ است مگر اینکه مردمش به هم راست بگویند!
دست باران، صورت تهران را شست خیابان هایی که چندین شب از همهمه رنگ ها، بی خواب شده بودند مقدم باران - این مهمان بی رنگ - را گرامی داشنتد دیوارهایی که از تپش تبلیغات ، به لکنت آمده بودند، از شعر خیس باران زبان گرفتند. حرفهای درشتی که از دهان هواداران نامزدهای انتخاباتی درآمده و زمین گیر شده بودند، مثل یک حباب، کلاه از سر برداشتند و تا چهار نامزد پست ریاست جمهوری از خط پایان بگذرند، لشکر باران پایتخت ایران را فتح کرد. روز نبود، شب بود اما خبر آنها که دلشان را در دست گرفتند تا وطنشان زنده بماند آفتابی تر از آن بود که برای انتشار ، منتظر روزنامه ها بماند! آخر خبر مهمی است اینکه 40 میلیون نفر در جمعه 22 خرداد پیش شماره چهار سال مسئولیت رییس جمهور ایران را روی دکه دلها گذاشتند!

جمعه 22 خرداد سرزمین من با هزاران ریه روشن امیدواری نفس کشید، چیزی از جنس نشاط ، انگار برف بی تفاوتی را آب کرد و قصه زندگی ، دور از صدای سیاست ، در سینه این فلات گسترده تازه شد.

جمعه "سهراب" زنده نبود تا ببیند «قطار سیاست » چندان هم خالی نمی رود، وقتی مردم خوب می دانند آنچه از صندوق ها بیرون می آید فقط یک انتقال قدرت نیست، بلکه واگذاری «خلعت خدمت» است.

جمعه "اخوان" زنده نبود تا بداند برادرانه تر از این نمی شد ، «این کهن بوم و بر» را دوست داشت و پای این سند دوستی را با سبابه حق انتخاب مهر کرد.

جمعه " سیاوش کسرایی" زنده نبود اما آرش هایی که با هر رای «تیر توفیق» یک نامزد را به پرواز درآوردند، «زندگی زیباست» را از لب صندوق های رای پر آوازه کردند.

جمعه بارانی جای خود را به شنبه آفتاب داد ! «مجریان خبر » پر مشتری تر از همیشه با اعلام هر برگ رای ، شادی را به اردوگاه کاندیداها آوردند. نمی دانم چه کسی «پر پیامک ها» را چیده بود ولی هر رادیو و تلویزیون ، یک گنجه پر از کبوتر خبر شد تا بالاخره همای اقبال بر دوش یک نفر نشست:
محمود احمدی نژاد

***
آقای رییس جمهور! سلام
من امروز تصمیم گرفتم با جوهر جمعه ها برای تو نامه بنویسم. یادت هست چه جمعه هایی را از سر گذرانیده ایم؟
جمعه ها و شعر بلند نماز در خیابان های پر سجاده ، جمعه ها و تشییع « شمشاد قامتان» تا باغ شهادت؛ جمعه و گیسوی پریشان زنجیرهای عاشورا؛ جمعه و نغمه داودی زبان های روزه دار که در «روز قدس» ستاره صهیون را نگون می خواهند... جمعه ها و شهنامه یکدلی ایرانیان در بحر متقارب خیابان آزادی.

آقای رییس جمهور!
من برای شما نامه می نویسم . شما که درون قاب عکس تبلیغات به من لبخند زدی تا دل به وعده ها و برنامه هایت بسپارم و با قدرت برگ رای خود ، تو را زودتر به پایان ماراتن مبارزه انتخاباتی برسانم.
نمی دانم در این کیل کشیدن های اهل سیاست، صدای مرا می شنوی؟ منی که شتک خون بر پیرهن سیاه ژاله ام... منی که ادامه همان ستاره دنباله داری هستم که خنده کارون را به خرمشهر برگرداندند.
کلی خون دل خوردم تا در میان این غبار کدورت های جناحی، خودم را به تو برسانم تا مطلب مهمی را بگویم: غم تلخی است این که « مردم انقلاب ما» گوش خود را به صدای آمریکا بسپارند و از آدم های نیم وجبی تحلیل های یک وجبی تحویل بگیرند!

آقای احمدی نژاد!
«
انتخابات» تمام شده اما « انتظارات» تازه شروع شده! شما مثل دیگران کابینه تعاونی ندارید! وام دار قارون ها نیستید. سپاه ابن نحصی را راه نیانداختید تا ملک ری ، وعده بدهید! خیمه ستادهایتان ، قلب مردم بوده اما بعضی با «توهم سبز» یا «توطئه سیاه» می خواهند میان این قلبها دیوار بکشند.

آقای رییس جمهور!
80
درصد از واجدین شرایط رای دادند ، روز جمعه در خانه نماندند . آمدند و رشته تئوریسین های غربی را پنبه کردند. این 80 درصد همانقدر در استفاده از آب و خاک ایران آزادند که آن بیست درصد...
ولی آیا یادمان می ماند دشمن سنگ خورده ای که از دست این این جمعیت نزدیک به چهل میلیون به کنا نشسته ، ناامید نشده و اگر از راه «تحریم انتخابات» سودی نبرد از تنور « اغتشاشات » نانی برای سیر کردن شکم گرسنه خود پیدا خواهد کرد؟!

آقای رییس جمهور!
ما ایرانی هستیم. تمدن هایی که در رگ های گیتی شناور شده اند از دل این خاک روییده اند! ما طعم اشک ها و لبخند های این سرزمین را چشیده ایم. تاریخ برای ما خواندن نبود، خواستن و زندگی کردن بود.
ما قطعه قطعه خشت های دموکراسی را وارسی کرده ایم تا در این سی سال انتقلاب برای خود پرچینی فراهم آورده ایم. بدون اشتباه هم نبودیم ولی به یکدیگر « فرصت شکست» و «مهلت آشتی» داده ایم... و این ها همه ، قشنگی های سایه روشن آزادی در کشور ماست.
درست است که همگی به خوش خطی رهبری نیستیم اما زنده باد ایران را قبل از نوشتن هزاران بار گریسته ایم.

آقای رییس جمهور !
رهبر ما دولت شما را « دولت عدالت و امید»2 نامید ، بیایید دشمن را ناامید کنید!
شما که کعبه دلها را فتح کرده اید بیایید با « نژاد احمدی» خود عطر انقلاب گل محمدی را هم به مشام برسانید. به شیوه پیغمبر محبوب خدا (ص) ببخشید ، عفو کنید همه آنها را که به شما توهین کردند.
به ما سلام کردن بیاموزید ؛ سلام کردن به همه آنها که در ورزشگاه آزادی ؛ با تندر حرفهای تند خود علیه محمود احمدی نژاد ، اتفاقاً اولین چیزی را که حبس کردند، همین آزادی بود!
به آن کارگردان سینما بیاموزید، کارگردان صحنه سبز سیاست چه کسی غیر از دشمن بود وقتی به تو یاد داد که رییس جمهور سربلند ایران را کوچک بخوانی!
به آن بازیگر پرده نقره ای بیاموزید یک سکانس از سخاوت بارانی رییس جمهوری که مثل علی(ع) در کوچه های بی سلام می گردد و میوه شیرین عفو و رحمت ، تعارف می کند؛

آقای رییس جمهور!
من دوباره به تو رای دادم چون دانستم اتومبیلت، شیشه دودی ندارد که بین من و تو فاصله بیندازد... چون شناختمت که وعده هایت سنجاقکی نیست روی «در باغ سبز» جا خوش کند. چون عکس تورا جای تصویر عاشق ترین زندگان وطن - یعنی شهیدان- گردن آویز خیابان ها دیده ام.
از تو می خواهم قدر قدرت عاطفه این ملت را بدانی که مثل یک رود خروشان پشت سد سکوت ایستاده اند تا تو قدرت پیدا کنی و بدانی که اگر مشکلات همه چیز را بترکاند. دانه های انار دل ما را از هم جدا نخواهد کرد.
شرم باد شرم باد از ما اگر در کنار تو کوه غم را از سینه هموطنان برنداریم!
دور باد دور باد از ما اگر بشقاب های ماهواره ای دشمن ، سر سفره آسمانی وحدت ملی ما جایی پیدا کنند.

آقای رییس جمهور !
اول این یادداشت را با قطره های باران آغاز کردم.
می شود شما هم مثل باران ، بی دریغ باشی نسبت به دوستان و دشمنانت؟
می شود به اطمینان این چند میلیون دل آبرومند، به همه نشان دهی در اردوگاه محمود احمدی نژاد برای همه، جا هست؛ همه آنها که ایران را دوست دارند و می دانند کابینه احمدی نژاد سینه همه ایرانیان است.
ما به روی هم هفت تیر نمی کشیم ! ما با دلهای خودمان «دوئل» نمی کنیم! نه قبله نمای رهبری را فراموش کرده ایم و نه پیشانی دشمن را از یاد گلوله هایمان برده ایم.

آقای رییس جمهور!
بارانی شوید... سلیمانی پیشه کنید. همه را به اردوگاه خود دعوت کنید . ولو از شما نپذیرند. برای ماندن در حافظه تاریخ از همه گروهها مدد بگیرید جبهه متحد اصولگر یعنی جغرافیای ایران و « پازل قدرت شما» وقتی تکمیل خواهد شد که بازهم این رگه های اصولگرایی را هرچند اندک در میان جناحها و سلیقه ها کشف کنید.
بگذارید همگان باور کنند این جمله شما را:
کسی که انتخاب شده رییس جمهور همه ملت است؛ چه آنهایی که به او رای دادند و چه آنها که انتخابش نکردند!
میرحسین موسوی را بادغدغه های فرهنگی و هنری اش، محسن رضایی را با دکترین عالمانه اقتصادیش، مهدی کروبی را با صداقت سیاسی اش به کار بگیرید.
باران جمعه 22 خرداد ، خط خاتمه همه عبرتها بود؛ شما هم مثل باران بشویید، ببخشایید و برویانید.

آقای رییس جمهور!
به همه نشان دهید اراده بارانی شما قحطی مناقشه های سیاسی و کویر کمبودها را پایان می دهد. بعد از این پیروزی شیرین ، مردم از شما عیدی می خواهند، چه عیدی بهتر از بخشش؟!
از حامیان خود بخواهید در خانه هواداران رقیب را بکوبند ؛ یک جلد کلام الله مجید و یک پرچم ایران ، هدیه بدهند. خودتان هم «پیش قدم» شوید.
حرف من سکه ای است که یک رویش ، سیاه شدن روی دشمن و روی دیگرش طلای تبسم رهبری است که درباره دولت شما فرمودند:
ممکن است شماها نتوانسته باشید - یا تا آخر هم نتوانید - همه آنچه را که در مورد «عدالت» می باید انجام داد، انجام دهید لکن نفس رویکرد شما به عدالت ، چیز باارزشی است. هر مقداری که می توانید بایستی حرکت کنید.
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نجویم به «قدر وسع» کوشم.3

زیاده ملالت است

پانوشت ها:
1-
میرزاده عشقی(1312 ه.ق تا 1342 ه.ش) شاعر آزاد اندیش ایران و اشاره به سرود ایده آل و تابلوی مرگ مریم که از مشهورترین آثار اوست.
2-
دیدار اعضای هیئت دولت با مقام معظم رهبری 04/06/86
3-
همان

لینک
جمعه ٢٠ آذر ،۱۳۸۸ - علیرضا زرقانی

   نامه سرگشاده یک حقوقدان خطاب به میر حسین موسوی   

 

آقای موسوی! شما مباشر یا معاون در ارتکاب جرائم و آشوب ها هستید


بسم الله الرحمن الرحیم
«مصادیق بارز جرائم میرحسین موسوی»
«الفتنة اشدّ من القتل» (سوره بقره آیه 191)
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی - کاندیدای محترم ریاست جمهوری
با سلام و احترام؛
خلق حماسه شکوهمند و کم‌نظیر 22 خرداد 88 بدون شک از مقدرات الهی و الطاف رحمانی خداوند تبارک و تعالی است که بر ملت ایران نازل گردید و با هدایتهای داهیانه مقام معظم رهبری - دام‌ظله‌ العالی - به دست ملت غیور و فهیم ایران اسلامی به وقوع پیوست و همچون برگ زرینی در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی می‌درخشد. حماسه‌ای که بیش از پیش بر عظمت و قدر و منزلت ملت در نزد جهانیان افزود و مایه مباهات دوستان انقلاب اسلامی و مسلمین و مستضعفین جهان شد و دشمنان قسم خورده را بیش از همیشه مأیوس و درمانده کرد.
شکی نیست که شما نیز با شرکت خود به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در این انتخابات، سهم قابل ملاحظه‌ای در خلق این حماسه عظیم‌ داشته‌اید؛ لکن متأسفانه اعمال، گفتار و مواضع شما و دوستانتان بعد از انتخابات و به خصوص اصرار و پافشاری غیرقانونی شما در اعتراض به اعلام اولیه نتایج انتخابات از طریق کانالهای غیر حقوقی برخلاف قوانین مصرح موضوعه کشور و از راه تحریض و تحریک هوادارنتان به برپایی تظاهرات و اعتراضهای خیابانی، خسارات جبران‌ناپذیر و هزینه‌های سنگین را بر کشور تحمیل نمود که جبران آن به سادگی و به زودی ممکن نبوده و شاید غیر ممکن باشد.
این حوادث خسارات سنگین مادی و معنوی به بار آورد که بدون شک مقصر و عامل اصلی آنها شما هستید. خساراتی چون: ایجاد بدبینی در کسر عظیمی از مردم به صداقت نظام اسلامی و خدشه وارد نمودن به وجاهت انقلاب اسلامی در نزد جهانیان، تألمات روحی قاطبه مردم و مؤمنین، تلخ نمودن کام ملت پس از شیرینی شرکت در انتخابات و ایجاد ترس و دلهره و ناامنی در بسیاری از مردم کشور که این اقدامات غیرقانونی موجبات فعالیت گروهی از محارب و مفاسد را نیز فراهم گردانید تا دست تطاول به سوی بیت‌‌المال و اموال عمومی و خصوصی دراز نموده و با به آتش کشیدن و غارت اماکن و اموال عمومی و خصوصی و سرقت از آنها به مدت یک هفته، کشور را ناامن نمایند تا بدانجا که عده‌ای از مردم عزیز کشور را نیز به قتل رسانده و مجروح نمایند.
شما خواسته‌ یا ناخواسته، در بسیاری از موارد مباشر یا معاون در ارتکاب جرائمی هستید که در این مدت در شهرهای مختلف کشور، بخصوص شهر تهران به وقوع پیوسته است. گرچه خسارات معنوی که اعمال و رفتار و گفتار شما برای کشور به بار آورده قابل جبران نمی‌باشد. اما اعمال شما طبق قانون مجازات اسلامی جرم بوده و توسط دستگاه قضایی قابل پیگیری است که خوبست شما که مدعی قانون‌گرایی هستید به آنها توجه نمایید.
اهم این جرایم عبارتند از:
1- مباشرت در برهم زدن امنیت کشور موضوع ماده 498 قانون مجازات اسلامی
حرکات غیرقانونی شما که با دادن اطلاعیه از هواداران خود می‌خواهید با نماد خاص و به صورت غیرقانونی و بدون کسب مجوز از مقامات ذی‌صلاح، به خیابانها بریزند و خود نیز با حضور در این مجامع موجبات تحریک و تشویق بیشتر قانون‌شکنان را فراهم می‌نمایید از مصادیق بارز برهم زدن امنیت کشور موضوع ماده 498 قانون مجازات اسلامی است. مطابق این ماده: «هرکس با هر مرامی، دسته، جمعیت یا شعبه، جمعیتی بیش از دو نفر در داخل یا خارج از کشور تحت هر اسم یا عنوان تشکیل دهد یا اداره نماید که هدف آن برهم زدن امنیت کشور باشد و محارب شناخته نشود به حبس از 2 تا 10 سال محکوم می‌شود.»
2- مباشرت در اجتماع و تباهی در ارتکاب جرائم
مطابق ماده 610 قانون مجازات اسلامی «هرگاه دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی نمایند که جرایمی بر ضد امنیت داخلی یا خارجی کشور مرتکب شوند یا وسایل ارتکاب آن را فراهم نمایند در صورتی که عنوان محارب بر آنان صادق نباشد به 2 تا 5 سال حبس محکوم خواهند شد.»
3- مباشرت در افتراء و توهین و هتک حرمت اشخاص
شما در موارد متعدد و با استفاده از الفاظی چون‌ «شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صداوسیما»، «صحنه‌آرایی خطرناک»، «متصدیان بی‌امانت»، «توجیه‌گریان دروغگو»، «متقلبان»، «خائن به آرای مردم»، «برنامه‌ریزی پشت پرده برای دستکاری در انتخابات» و.... در اطلاعیه‌هایتان، اقدام به هتک حرمت مقامات مسئول در انتخابات، موضوع مواد 609، 697 و 698 قانون مجازات اسلامی نموده‌اید. مطابق ماده 609 قانون مجازات اسلامی «هرکس با توجه به سمت، یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و شهرداریها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به 3 تا 6 ماه حبس و یا تا 74 ضربه شلاق و یا 50 هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.»
مطابق ماده 697 قانون مجازات اسلامی «هرکس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر، به کسی امری را صریحاً نسبت دهد یا آنها را منتشر نماید که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق یا یکی از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.»
ماده 698 قانون مجازات اسلامی: «هرکس به قصد اضرار به غیر یا تشویق اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله نامه یا شکواییه یا مراسلات یا عرایض یا گزارش یا توزیع هرگونه اوراق چاپی یا خطی با امضا یا بدون امضا اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت رأساً به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی تصریحاً یا تلویحاً نسبت دهد اعم از اینکه از طریق مزبور به نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد شود یا نه علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از 2 ماه تا 2 سال و یا شلاق تا 74 ضربه محکوم شود.»
4- مباشرت و معاونت در تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران
شما با برپایی تظاهرات غیر قانونی و ایراد سخنان خلاف واقع علیه نظام و ایراد اتهامات متعدد و در بیانیه‌های خویش مانند «طرح بازی بزرگ توسط مقامات»، «حاکمیت دروغ و استبداد»، «روند پرمخاطره»، «تخلفات و کارشکنی‌های متعدد و نارسایی‌های گسترده»، «تزلزل ارکان نظام»، وجود «توجیه‌گران دروغگو» در نیروهای مؤثر نظام، «برخوردهای غیرقانونی و خشونت‌بار با منتقدان» منجر به مصدومیت و شهادت هموطنان، «اقدامات وحشیانه در کشتار مردم»، «برخوردهای سبعانه»‌ و «حمله به بانکها و ادارات و اموال مردم توسط اصحاب»، «تقلب و دروغ برای تکمیل طرح خود» هم مباشرت در تبلیغ علیه نظام اسلامی می‌نماید و هم با فراهم آوردن خوراک تبلیغاتی برای شبکه‌های خبری رسانه‌های خارجی و دشمنان نظام آنان را در ارتکاب این جرم معاونت می‌نمایید.
مطابق ماده 500 قانون مجازات اسلامی «هرکس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید به حبس از 3 ماه تا یکسال محکوم خواهد شد.» و طبق بند 3 ماده 43 ذیل قانون «هرکس عالماً عامداً وقوع جرم را تسهیل کند» معاون جرم محسوب می‌شود.
5- مباشرت و معاونت در اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی و ممانعت از کسب و کار
با توجه به اینکه تجمعات شما بدون مجوز قانونی بوده و موجب اخلال درنظم و کسب و کار مردم می‌گردد از مصادیق بارز ماده 618 قانون مجازات اسلامی می‌باشد که مطابق آن «هرکس با هیاهو و جنجال و حرکات غیر متعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی گردد یا مردم را از کسب و کار باز دارد به حبس از 3 ماه تا یکسال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد» و مطابق ماده 620 همین قانون اگر به صورت دسته جمعی واقع شود مرتکب به حداکثر مجازات مقرر محکوم خواهد شد.
6- معاونت در محاربه و افساد فی‌الارض
مطابق ماده 183 قانون مجازات اسلامی «هرکس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد، محارب و مفسد فی‌الارض می‌باشد» و طبق تبصره 3 این ماده «میان سلاح سرد و سلاح گرم فرقی نیست.»
هم‌چنین مطابق ماده 187 همین قانون «هر فرد یا گروهی که طرح براندازی حکومت اسلامی را بریزد و برای این منظور اسلحه و مواد منفجره تهیه کند و نیز کسانی که با آگاهی و اختیار امکانات مالی مؤثر یا وسایل و اسباب کار و سلاح در اختیار آنها بگذارند محارب و مفسد فی‌الارض می‌باشند» و نیز مطابق ماده 687 قانون فوق‌الذکر «هرکس در وسایل و تأسیسات مورد استفاده عمومی از قبیل شبکه‌های آب و فاضلاب، برق، نفت، گاز، پست و تلگراف و تلفن و مراکز فرکانس و مایکروویر (مخابرات) و رادیو تلویزیون و متعلقات مربوط به آنها اعم از سد و کانال و انشعاب لوله‌کشی و نیروگاههای برق و خطوط انتقال نیرو و مخابرات (کابلهای هوایی یا زمینی یا نوری) و دستگاههای تولید و توزیع و انتقال آنها که به هزینه یا سرمایه دولت یا با سرمایه مشترک دولت و بخش غیردولتی یا توسط بخش خصوصی برای استفاده عمومی ایجاد شده و همچنین در علایم راهنمایی و رانندگی و سایر علائمی که به منظور حفظ جان اشخاص یا تأمین تأسیسات فوق یا شوارع و جاده) نصب شده است، مرتکب تخریب یا ایجاد حریق یا از کار انداختن یا هر نوع خرابکاری دیگر شود بدون آنکه منظور او اخلال در نظم و امنیت عمومی باشد به حبس از 3 تا 10 سال محکوم خواهد شد.»
که بنا بر تبصره یک همین ماده «در صورتی که اعمال مذکور به منظور اخلاق در نظم و امنیت جامعه و مقابله با حکومت اسلامی باشد مجازات محارب را خواهد داشت»
از آنجا که تمامی جرائم فوق‌ به وقوع پیوسته است لذا جنابعالی نیز که با اصرار و تأثیرات متعدد مبنی بر پیگیری اعتراض خود از طرق غیرقانونی و با آگاهی از عواقب کار و عمل غیر قانونی خود وقوع این جرائم را تسهیل نموده‌اید،‌معاون در جرائم مذکور محسوب می‌شوید.
7- معاونت در اخلال در نظم جامعه و ایجاد خوف موضوع تبصره‌های مولد 203 و 208 قانون مجازات اسلامی
8- معاونت در منازعه موضوع ماده 615 قانون مجازات اسلامی
9- معاونت در احراق و تخریب و اتلاف اموال موضوع مواد 675 الی 671 قانون مجازات اسلامی
ممکن است ایراد شود که برای تحقق معاونت در جرم «وحدت قصد» با مباشر جرم ضرورت دارد که باید اشاره نماییم که تکرار یک عمل توسط جنابعالی، با وجود اطلاع‌ از امکان بروز حوادث مجرمانه، و نیز اعلام شما مبنی براینکه حاضرید همه گونه هزینه‌ای را بپردازید می‌تواند قرینه‌‌ای بر قاصد بودن شما باشد.
در پایان، امیدوارم با اندکی تأمل و تجدیدنظر در رفتارهای خویش که شاید خسارت آن کمتر از 8 سال جنگ تحمیلی عراق و استکبار جهانی علیه کشورمان نباشد، دوباره به آغوش نظام اسلامی بازگشته و به جبران اشتباهات خویش بپردازید که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «حاسبوا قبل ان تحاسبوا»

لینک
پنجشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸۸ - علیرضا زرقانی

   شعری از مقام معظم رهبری با عنوان مناجات ناشنوایان،   

شعری از مقام معظم رهبری با عنوان مناجات ناشنوایان، امروز برای اولین بار توسط رئیس سازمان بهزیستی در مراسم روز جهانی ناشنوایان قرائت شد که متن کامل آن در پی می‌آید.

ما خیل بندگانیم ما را تو می‌شناسی
هر چند بی‌زبانیم، ما را تو می‌شناسی

ویرانه‌ئیم و در دل گنجی ز راز داریم
با آنکه بی‌نشانیم، ما را تو می‌شناسی

با هر کسی نگوئیم راز خموشی خویش
بیگانه با کسانیم ما را تو می‌شناسی

آئینه‌ایم و هر چند لب بسته‌ایم از خلق
بس رازها که دانیم ما را تو می‌شناسی

از قیل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از این و آنیم ما را تو می‌شناسی

از ظن خویش هر کس، از ما فسانه‌ها گفت
چون نای بی‌زبانیم ما را تو می‌شناسی

در ما صفای طفلی، نفسرد از هیاهو
گلزار بی‌خزانیم ما را تو می‌شناسی

آئینه‌سان برابر گوئیم هر چه گوئیم
یکرو و یک زبانیم ما را تو می‌شناسی

خطّ نگه نویسد حال درون ما را
در چشم خود نهانیم ما را تو می‌شناسی

لب بسته چون حکیمان، سر خوش چو کودکانیم
هم پیر و هم جوانیم ما را تو می‌شناسی

با دُرد و صاف گیتی، گه سرخوش است گه غم
ما دُرد غم کشانیم ما را تو می‌شناسی

از وادی خموشی راهی به نیکروزی است
ما روز به، از آنیم ما را تو می‌شناسی

کس راز غیر، از ما نشنید بس «امینیم»
بهر کسان امانیم ما را تو می‌شناسی

لینک
پنجشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸۸ - علیرضا زرقانی

   آقای احمدی نژاد جرم از این بزرگتر؟!   

بنده صدها مورد بوده است که اقدام کردم، اما هیچ کس متوجه نشده که آن اقدام نظر چه فردی بوده و به نام خودم اقدام کرده‌ام اما برخی امروز می‌آیند و از این تریبون به نام مخالفت با کابینه، احمدی‌نژاد را متهم می‌کنند که باید بگویم این حرفها مخصوص انتخابات بوده و امروز تمام شده است و اینکه برخی نمایندگان و وزرا تهدید شوند در شان دولت و مجلس و نیروهای انقلاب نیست و بنده آن را به حساب اشتباهات می‌گذارم و سوال این است که جرم ما و بنده چیست که این اتهامات را باید به جان بخریم؟ ما آمده‌ایم که خدمت کنیم و حرفهای خود را صریح بیان می‌کنیم و شما نیز می‌توانید آن را نقد کنید ( بخشی از سخنان رئیس جمهور ۲۵ میلیونی در دفاع از کابینه)جرم من چیست باید این همه اتهامات را به جان بخرم؟!

آقای احمدی نژاد! رئیس جمهور محترم ٬ ملت و همه آنهایی که پی گیر امور کشور هستند سخنان امروز شما را شنیدند اما با طرح این سئوال ازسوی شما که جرم من چیست؟ خیلی ها در تعجب هستند!

آیا واقعا خود به جرم بزرگی که مرتکب شده اید واقف نیستید؟!

تعجب می کنم !

چه جرمی بالاتر از اینکه مجددا بعد از بیست سال شعارهای اصلی انقلاب ؛ یعنی : ظلم ستیزی ٬ دفاع از مظلومان ٬ رعایت حقوق شهروندی ٬ عدالت محوری و دخیل کردن مردم به معنای واقعی کلمه در سرنوشت خویش را زنده نمودی٬ آیا این جرم کوچکی است؟! و می شود ساده از کنار آن گذشت؟!

چه جرمی بالاتر از اینکه عده ای قدرت طلب ٬ همیشه مدعی ٬ و کسانی که ادعای مالکیت به انقلاب که سهل است ادعای مالکیت به مردم را داشتند به یک باره کنار زدی و خواستار حضور مستقیم مردم شدی!؟.

تازه داشتیم سعد آباد نشینی مسئولان و به توافقنامه های ننگین امضا شده در آن عادت می کردیم که به یکباره پیدا یت شد و شد آنچه برای عده ای نباید می شد.

تازه داشتیم تمرین می کردیم زندگی در سایه ننگین امپریالیسم و سوسیالیسم و هر ایسم و ایست و کوفت و زهرماری که توشه فرنگ برای ما عقب مانده ها! بود ولی با ذکر یا صاحب الزمان (عج)و یاد خدا تمرینمان را به هم ریختی!

تازه درک می کردیم که می شود در لباس رسول الله(ص) مدافع سرسخت هتاکان به آن حضرت بود ولی تو با آن کت سفیدت! بر دفاع از اهل بیت بر خواستی و تلاش نمودی فرهنگی را که باید به موزه سپرده می شد! زنده کنی

تازه بعد از ۱۴۰۰ سال متوجه شده بودیم! که کربلا حاصل یک خشونت بود !وخود را آماده می کردیم حتی بر علیه خدا تظاهرات کنیم و برای رشد و تعالی خود فرهنگ پر آب و رنگ غرب را با تمام وجود پذیرا شویم ولی حیف نگذاشتی!

آقای رئیس جمهور ! جرم بزرگ تو بازی در میدان بزرگ گردنهایی بود که عمری برای خود لشکر و دستک درست کرده بودند و به سهم خواهی از انقلاب می اندیشیدند ولی به یک باره تمام برنامه هایشان را به هم ریختی!

همیشه ادعا کرده ای یک دانشگاهی هستی!

نمی دانم در این دانشگاه چه چیزی تدریس می کنند که جنابعالی هنوز یاد نگرفته اید همه دربرابر قانون یکی نیستند!

این چه ادعایی است که من روستازاده با یک آقازاده که در زیر سایه پدر تن پروریده و به سرو سامان رسیده باید حقوق یکسان داشته باشم و هر دو در برابر قانون یکی!

آیا مواردی که ذکرش رفت و هزاران موارد مشابه که پی گیر آن هستید کم جرمی است؟!

ای کاش سنت شکنی نمی کردی و به جای بوسیدن دست و صورت چروکیده مردم روستا نشین بازوان ناموس ملت را می فشردی و دختران ایتالیا را در آغوش می کشیدی آنموقع می دیدی چقدر عزیز شده ای وهیچ کسی جرات نمی کند کوچکترین تعدی به جنابعالی داشته باشد.

ای کاش به جای حمایت از مظلومان جامعه که کم کم داشتند به بدبختی خود عادت می کردند چشم عنایتی به ویلا نشینان می نمودی آنوقت متوجه می شدی که چه به به و چه چهی برای تو می کشند و هیچ کس را یارای مقابله با تو نبود.

آیا متوجه جرمتان نمی شوید؟!

اولین و آخرین باری نیست که گفته اید به خاطر ملت و کشورت حاضرید جانتان را فدا کنید ما در تعجب این نیستیم که مگر می شود رئیس جمهور بود و از این حرفها زد؟نه٬ چون بد عادتمان کرده ای !بلکه در تعجبیم لطف کسانی که به شهیدان بهشتی ٬ رجایی وباهنر وشهید آیتها اندک فرصتی ندادند ولی تاالان وجود جنابعالی را تحمل کرده اند چرا نادیده می گیری؟!.
روزنامه نگار مستقل

لینک
دوشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸۸ - علیرضا زرقانی

   نکاتی پیرامون نامه آقای هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب   

جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی
ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام
باسلام، به عنوان نویسنده و پژوهشگر مسائل سیاسی و  تاریخی قصد داشتم قبل از برگزاری انتخابات نظرات خویش را پیرامون برخی فرازهای نامه شما به رهبری (به ویژه بخشهایی که به تاریخ انقلاب مرتبط است) خدمتتان تقدیم دارم، اما ترجیح دادم حتی در کمترین حد هم به التهابات رقابتهای انتخاباتی دامن نزنم. اکنون که تداوم همان رویه را شاهدم، خود را ناگزیر از بیان برخی واقعیتهای تاریخی می‌بینم.
قبل از ورود به مباحث مطرح شده در نامه حضرتعالی، ابتدا لازم می‌دانم بر این نکته تأکید ورزم که قاطبه دلسوزان این مرز و بوم شما را فردی توانمند و با سوابقی درخشان در مبارزات ملت ایران در نیل به استقلال می‌دانند. در کنار این قوتها به ویژه در دوران تصدی پستهای اجرایی، ضعفهایی نیز عملاً در معرض دید مردم قرار گرفته است. البته به نمایش درآمدن ایرادات و نقیصه‌های شخصی منحصر به حضرتعالی نبوده است. در سه دهه پشت سرگذاشته شده، ملت برخی سیاسیون را در عرصه حکومت‌داری و اداره جامعه مبتلابه نوعی کم توجهی رو به رشد نسبت به مبانی اعتقادی و اصول و ارزشها یافت، یا متقابلاً برخی متدینین و پایبندان به مبانی را در درک پیچیدگیهای سیاسی ضرورتهای حکومتی دارای ضعف ارزیابی کرد، همچنین برخی روحانیون و متصدیان امور اجرایی را در ارتباط با دقت در اموال عمومی، غیرمنضبط و شلخته شناخت و ... بدون شک ارزیابی دقیق قوتها و ضعفها هرگز مانع از این نبوده است که ملت از نیروهای انسانی لایق و توانمند به عنوان بالاترین سرمایه به صرف داشتن کاستی و ایرادی، بهره‌مند نشود. البته این بهره‌مندی منوط به تن دادن این سرمایه‌های انسانی به مهندسی رهبری نظام (از ابتدای پیروزی انقلاب) از یک سو و رای مردم در چارچوب قانون از دیگر سو بوده است. مهندسی رهبری انقلاب در این زمینه به معنی هدایتی کلان است که هرکس متناسب با توانمندیهایش به تدریج به جایگاهی نزدیک شود که ملت ضمن سود بردن حداکثری از قابلیتها، با ضعفها به صورت حداقلی مواجه شود. آنچه از رفتار سیاسی حضرتعالی به روشنی استنباط می‌شود اینکه حاضر نیستید به این دو مؤلفه به سهولت تن دهید. بویژه آنچه که در نامه اخیرتان به رهبری می‌نویسید: «تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابیمان کمتر تحت تأثیر خلاف‌‌گوئیها قرار می‌گیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است». (روزنامه جمهوری اسلامی، 20 خرداد 1388، ص3)

لینک
چهارشنبه ٤ شهریور ،۱۳۸۸ - علیرضا زرقانی

   ترازوی انصاف 2   

سلام دوستان عزیز! حتما بخوانید و به ایرانی بودن مان افتخار کنید.

بعد از ساعت ها تحقیق نکته ها و مطالب زیر را فراهم کردم که ارزش یک بار خواندن را حتما دارد.

* نظرات کاربران پایگاه اینترنتی الجزیره همزمان با دستگیری و عفو نظامیان متجاوز انگلیس :

v متال ـ ایتالیا : خداوند قادر را سپاس، که اسلام و مسلمین را به دست ایرانیان عزت بخشید. خدا را شکر که کسی(احمدی نژاد) را می بینم، که می تواند به دیگران« نه» بگوید، زیرا که حق با اوست و سکوت و ذلت را کنار گذاشته است. زنده باد امثال احمدی نژاد!

v گرونینگن ـ هلند : ایران به آرزویت رسیدی... رئیست سرافرازت کرد... ای احمدی نژاد! ای کاش که به بلندا روی و ما به سوی تو حرکت کنیم و جا پای تو بگذاریم.

v عبدالله عاتق السوادی ـ روزنامه نگار یمن : نحوه برخورد احمدی نژاد با قضیه اسرای انگلیسی، مرا شگفت زده کرد؛ همچنین ارسال نامه های متعدد به رؤسای آمریکا و شورای امنیت و قرائت هدفمند آیات زیبای قرآن، که بیان کنندۀ مضامین تعالیم دین اسلام بود...

 œ   œ

* تیتر رسانه های مشهور جهان همزمان با سفر احمدی نژاد به نیویورک و دانشگاه کلمبیا :

v روزنامه راسیسکایا روسیه : احمدی نژاد بدون پرداخت هیچ هزینه ای، بهترین زمان پخش همه کانالهای تلویزیونی آمریکا را به خود اختصاص داد و با هنرنمایی ماهرانه اش، هر مجری سیاسی و رسانه ای را به حیرت واداشت و آمریکا را مات کرد.

v روزنامه لیبراسیون پاریس : محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، ستاره واقعی نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود.

v روزنامه لوسوار بروکسل : نیویورک دهها رئیس جمهور را فراموش کرد و سراپا گوش و چشم شد برای احمدی نژاد.

v مؤسسه نظر سنجی « دیلی کاس دات کام » آمریکا : محبوبیت احمدی نژاد در آمریکا افزایش یافت و 40 درصد آمریکائی ها طرفدار احمدی نژاد هستند.

 œ   œ

* عضویت ایران در پیمان امنیتی شانگهای، عضویت در اتحادیه سارک، افزایش موقعیت ایران در پیمان اکو، جایگاه ایران در اوپک، تأسیس سازمان تولید کنندگان گاز (اوجک)، محوریت ایران در کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد، پیمان تجاری بالا با کشورهای آمریکای لاتین و امضای قراردادهای دو جانبه امنیتی با کشورهای همسایه نشانه موقعیت بین المللی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران و دولت نهم است.

* کتاب جدید رابرت بائر : ایران تنها کشور با ثبات و پایدار در خلیج فارس است و یک بازیگر عقلانی با خواسته های ثابت منطقی است.

 œ   œ

* روزنامه لس آنجلس تایمز به قلم لارنس کلب : هر گونه صلح در افغانستان در غیاب ایران، غیر ممکن و نا محتمل است؛ با توجه به نفوذ عظیم ایران در مناطق خاصی از افغانستان، آمریکا چاره ای جز این ندارد که برای ایجاد صلح در این کشور در مقابل ایران کوتاه بیاید.

* حضرت امام (ره) :

v   رئیس جمهور باید خود را خدمتگزار مردم بداند و آن را شرافت برای خود بداند. (11/5/60)

v   رئیس جمهور باید تشریفات را کم کند. (13/6/64)

 œ   œ

* مقام معظم رهبری :

v این کار (سهمیه بندی بنزین) شجاعانه بود، خوب شد انجام گرفت. یکی از چیزهایی که من در مورد این دولت، خدا را شکر می گویم همین است که شجاعت اقدام وجود دارد.

v بعضی از شهرهائی که مسئولان کشور به آنجا رفتند، هرگز در طول این مدتها، شاید یک مدیر کل را هم ندیده بودند که برود و از آنها احوالی پرسد، سؤالی بکند؛ اما ناگهان می بینند رئیس جمهور جلوی آنهاست.

v همین نمونة دانشگاه کلمبیا، نمونة خوبی است. انصافاً این منطق قوی و تسلط بر نفس، یعنی روحیة خوب، اعتماد به نفس، و اعتماد به این منطق، کار خودش را کرد.

v   این دوره حقیقتاً از دوره هایی است که ما نظیر آن را، در گذشتة دوران انقلاب، تاکنون نداشتیم.

v   بیشترین اهتمام رئیس جمهور باید ریشه کنی فقر، بی عدالتی و تبعیض باشد. (12/5/76)

 œ   œ

* آیت الله العظمی بهجت (ره) : در دیدار با احمدی نژاد : خداوند بر حُسن حال شما بیفزاید.

* آیت الله العظمی بهجت از جلسه احمدی نژاد در سازمان ملل به اعتلای نام اسلام و امام زمان(عج) یاد کردند و از آن ابراز خرسندی داشتند.

 œ   œ

* آیت الله جوادی آملی :

v   مردم احمدی نژاد را می خواهند. او یک پایش در دولت و یک پایش در استان هاست.

v این موفقیت های دولت در دستیابی به چرخة کامل سوخت هسته ای، علاوه بر این که تحقق وعده های الهی به مردم ایران است، نتیجة استقامت ملت و دولت و پافشاری به اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی بوده است.

 œ   œ

* سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان : چه کسی جز احمدی نژاد جرأت می کرد، در کنفرانس دوربان 2 و در حضور مقامات سازمان ملل بایستد و آن چیزی را بگوید که احمدی نژاد گفت؟

 œ   œ

 œ   œ

* ثبت اختراعات در دولت نهم 4 برابر شده است.

* نرخ بیکاری از 9/12 در دولت گذشته به 10 درصد در دولت نهم کاهش یافته است.

* فضای ورزشی در دولت نهم، با رشد بیش از 430 درصد برابر با 70 سال گذشته است.

* سازمان چای کشور در سال 83 رسماً منحل شد و در سال 84 توسط دولت نهم احیاء شد.

* حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران، در دولت نهم افزایش تقریبی 350 درصد داشت.

 œ   œ

* مدیر پروژه ماهواره امید : بدون کمک های دولت نهم، به این زودی ها نمی توانستیم به این دستاورد بزرگ دست پیدا کنیم.

* مدیر صنعت ماهواره ای شرکت صا ایران : ما از 10 سال قبل کارمان التماس کردن برای گرفتن بودجه بود، اما در دولت نهم افراد متخصص، رجال سیاسی مملکت شدند و فضا برای کار فراهم شد.

* اعتبار متروی کشور در دولت نهم، دو و نیم برابر شده است.

 œ   œ

* حساب ذخیره ارزی در دولت نهم 3 برابر شد.

* در حوزۀ سلامت، فعالیت دولت نهم 2 برابر دولت گذشته است.

* پاسخ احمدی نژاد بر حجم وسیع اهانت ها و تخریب ها، فقط سکوت است.

* با اجرای طرح سهمیه بندی بنزین در کشور در طی 22 ماه گذشته 5/8 میلیارد دلار صرفه جویی شد.

* طرح ستاره دار کردن دانشجویان، در زمان دولت اصلاحات به اجرا در آمد.

* عدالت گستری، اصل دولت نهم است.

 œ   œ

* دکتر احمدی نژاد :

v آبادی اصلی کشور، به آبادی روستاها و مراکز کشاورزی کشور است؛ نمی شود که روستا خراب بشود، بعد مرتباً در شهر برج بسازیم.

v در سفرهای استانی، وزرا با همه مسائل استان از نزدیک آشنا می شوند و کل دولت، جمع بندی واحد و روشنی از مسائل آن منطقه بدست می آورد.

v   به لطف خدا تا وقتی من در خدمت هستم، حتی یک سند برای ویژه خواران امضاء نمی کنم.

v ما مخالف هیچ ملتی نیستیم؛ ما مخالف جریان سلطه و چپاولیم. ما مخالف فقر فزاینده بخشی از جهان و سیری ناپذیری بخش دیگری از جهان هستیم. ما طرفدار کرامت همۀ انسانها هستیم. انسان مخلوق خدا و عزیز است.

 œ   œ

* خبرنگار شبکه فونیکس چین : حضرت عالی(احمدی نژاد) فردی هستید که شجاعت زیادی دارید و به آمریکا نه گفته اید، آیا شده که لحظه ای نگران شده و بترسید؟ دکتر احمدی نژاد : ترس را با چه حروفی می نویسند.

* دکتر احمدی نژاد در مصاحبه با خبرنگار فرانسوی : امروز روز « معادلات انسانی » است و « اندیشه »، تعیین کننده است نه بمب؛ آنهایی که پول مردمشان را خرج بمب می کنند، به مردمشان خیانت می کنند؛ خوب است این پولها را خرج بهداشت و رفاه مردمشان بکنند.

* دکتر احمدی نژاد در مصاحبه با کانال 24 فرانسه : اگر هولوکاست یک واقعیت است؟ چرا اجازۀ تحقیق نمی دهند؟ در حالی که در مورد خدا، آزادی، دموکراسی و همه موضوعات تاریخی تحقیق می شود!

* دکتر احمدی نژاد در مصاحبه با شبکه cbs آمریکا : فلسطینی ها نقشی در اتفاق هولوکاست نداشته اند، چرا به بهانه هولوکاست سرزمین فلسطین اشغال شده است؟

* دکتر احمدی نژاد در مصاحبه با شبکه abc آمریکا : متأسفانه آمریکا، دنبال گفتگو و حل عادلانه مسائل نیست. آنها فکر می کنند همه چیز را می شود با بمب و ارتش و... حل کرد.

 œ   œ

* دکتر مراد عنادی(مجری شبکه 2): احمدی نژاد همچنان که در سفرهای استانی ساختار شکنی کردند، در تلویزیون هم ساختار شکنی کردند.

 œ   œ

* ساده زیستی رئیس جمهور و کابینة دولت از آرزوهای همبستگی مردم، امام و مقام معظم رهبری بود.

* اقتدار ایران لحن آمریکا را تغییر داده است.

* در عرصة تنش زدایی در دولتهای قبلی، استکبار روز به روز گستاخ تر می شد، اما دولت نهم در مقام پاسخگو، عمل نمی کند، بلکه استکبار را به چالش کشیده است.

* یکی از پدران سه شهید استان سمنان قصد داشت بر دستان رئیس جمهور بوسه بزند که دکتر احمدی نژاد صورت، پیشانی و دستان این پدر شهید را غرق در بوسه کرد و اشک از دیدگان حضار جاری شد.

* با ورود دولت نهم به عرصۀ بودجه نویسی عملیاتی، ساختار غیر شفاف بودجه اصلاح شد و امکان رد گیری جزء به جزء هزینه کرد بودجة دستگاهها عملی تر شد.

* با اصلاح بنیادی ساختار سازمان مدیریت، اختیارات استانها بیش از 50 مورد

لینک
شنبه ٩ خرداد ،۱۳۸۸ - علیرضا زرقانی

   سوالی اساسی   


مدتی است برایم این سوال شکل گرفته است که اگر رهبری عزیز ا ز دولت و احمدی نژاد به این صراحت حمایت نمی کرد صاحبان زر و زور وتزویر با او چه می کردند؟.....آری درست است خدا با مظلومان است.

لینک
چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - علیرضا زرقانی

   افتخار هر ایرانی   

 

 

 

آورده اند روزی منصور( خلیفه عباسی ) درمجلسی به دیدارامام محمد باقرعلیه السلام آمده بود. فضل بن ربیع حاجب وی نیزدراین ملاقات همراه وی بود. در میانه سخن منصور از امام( ع ) پرسید: چند سال است که پدر شما وفات یافته است؟ امام( ع ) فرمود: فلان سال رحمه الله علیه و فلان ماه رحمه الله علیه و فلان روزرحمه الله علیه و مدت عمر ایشان این قدر بود رحمه الله علیه و در بقیع مدفون است رحمه الله علیه... فضل بن ربیع به جهت خوش آمد منصور خطاب به امام (ع) گفت: چند، پیش خلیفه والد خود را رحمه الله علیه گویی؟!امام(ع) در جواب گفت: تو را بر این تعرض ملامت نمی کنم، زیرا که حلاوت پدردر نیافته ای و قدر پدر نمی دانی...چرا که پدرت معلوم نیست.ربیع به قدری ازپاسخ امام(ع)خجل ومنفعل گشت که از مجلس بیرون رفت ومنصورازنکته سنجی وپاسخ امام آنچنان درشگفتی وتحسین شد که دردم ده هزار درهم صله به خادم( امام)( ع) بخشید.

 

امشب که مصاحبه رئیس جمهور محترم با رسانه  ای بی اس  امریکا را گوش می دادم خدا را شکر کردم  که چنین عزیزی انتخاب شده است که به تاسی از امامان عزیز به آنان که قصد تعرض به سیاستهای ایران را دارند جواب های دندان شکن می دهد .سالها بود آرزو می کردم وقتی خبرنگاران خارجی مقابل بزرگان این کشور قرار می گیرند آنان نیز مثل رهبر عزیز از حالت تدافعی خارج شده و گاهی هم سیاستهای مزورانه آنها را به چالش بکشند اما این مهم در سالهای اخیر اصلاحات بسیارنادر بود تا این که....

 لطفا دقت کنید. 

1- اگر یک هزارم جنایات رژیم اسرائیل توسط یک دولت دیگر علیه اروپا انجام می شد آیا عکس العمل اروپایی ها و آمریکایی ها این بود ؟

2- اینکه اگر هولوکاست اتفاق افتاده در کجا اتفاق افتاده؟ چرا باید مردم فلسطین تاوان آن را بپردازند؟

3- چرا می خواهند یک حادثه تاریخی تبدیل به مسئله مقدس شود و هیچ کس سئوال و تحقیق نکند؟اگر مسئله تاریخی است چرا رسانه های غربی اینقدر حساس هستند و نمی خواهند این موضوع باز شود؟

4- اگر مردم فلسطین به رفتن اسرائیل از فلسطین رای دهند آمریکائیان قبول می کنند؟

5- آیا به خبرنگاران ما آمریکائیان اجازه می دهند از زندانهای آمریکا بازدید داشته باشند؟چرا به خبرنگاران ما در آمریکا اجازه چند مایل دور شدن نمی دهند؟

 6- در اروپا به پیامبران الهی توهین می کنند و آن را آزادی بیان و عقیده تحلیل می کنند، اما تعجب می کنم چرا حاضر نیستند نظر مخالف خود را گوش دهند ؟....

نکته قابل توجه این که:

                           آنانکه احمدی نژاد را در سیاست خارجی ضعیف می پنداشتند امید است چشم ها را باز کنند و ببینند جایگاه شایسته امروز ایران در جهان را.

لینک
پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - علیرضا زرقانی

   صحبت های ضبط شده پسر احمدی نژاد و کتابی درباره زندگی خصوصی رئیس جمهور   

مى‌خواست برود دیدن مادرش. در مسیر منزل مادر، وانت بارى که هندوانه نوبرانه مى‌فروخت، دیدند. دکتر از راننده خواست ماشین را نگه دارد. پیاده شد و به سمت وانت‌بار رفت. اما راننده دید که دکتر دست خالى برگشت.

عصرایران - ارگان رسانه ای حزب الله ، انصار نیوز ، از انتشار کتابی جدید درباره زندگی شخصی احمدی نژاد خبر داد و با "منحصر به فرد" خواندن این کتاب که فرزند ملت نام دارد ، فرازهایی از آن را منتشر کرد.

در بخشی از این کتاب ، پدید آورندگان آن که " دانشجویان مستقل" معرفی شده اند ، نوشته اند که در تدوین این کتاب ، علاوه بر مصاحبه با تنی چند از اطرافیان احمدی نژاد ، از صحبت‌هاى خصوصى پسراحمدی نژاد - که توسط دوستانش ضبط شده بود- نیز بهره گرفته اند.

بخش هایی از کتاب فرزند ملت را به انتخاب انصار ، بخوانید:

به نام خداى مهربان

به جاى مقدمه

سخنى با دکتر محمود احمدى نژاد

جناب آقاى دکتر احمدى نژاد!

مى‌دانیم که از خواندن برخى از این نوشته‌ها اعصابتان به هم مى‌ریزد. شاید لعن و نفرینمان هم بکنید که چرا زندگى خصوصى شما را توى ویترین گذاشتیم تا همه ببینند. امّا به ما حق بدهید.

ما، جوانان دانشجوى ایرانى هدفى جز روشن کردن اذهان عمومى نسبت به کسى که چهار سال رییس‌جمهور آنها بوده است، نداشته ایم.

تنها جرم ما اگر دادگاهى تشکیل شود و محاکمه شویم، این است و بس!

در طى این چهار‌سال، جسته و گریخته،خاطراتى از کارها و عملکرد شما به گوش مردم رسیده.

خوش‌شانسى ما این بود که صحبت‌هاى خصوصى پسرتان،علی‌رضا با چند نفر از دوستانش ضبط شده و در اختیار ما قرار گرفت. این نوار زوایاى پنهان زیادى از شخصیت احمدى‌نژاد را برایمان شناساند و تشنه‌ترمان کرد تا در مورد شما بیشتر بدانیم.

برای همین بچه‌ها کلى دوندگى کردند تا این گزارش – خاطرات را به دست آوردند. حاصل این تلاش‌ها؛ مصاحبه با آقایان؛ دکتر لنکرانى؛ وزیر محترم بهداشت که هنوز روحیه دانشجویى خود را حفظ کرده‌اند، دکتر الهام؛ وزیردادگسترى، مهندس فتاح؛ وزیر نیرو، آقاى رضایى؛ منشى مخصوص شما در شهردارى و ریاست‌جمهورى، آقاى کریمیان؛ راننده شما در شهردارى و ریاست‌جمهورى، آقایان آشتیانى، معاون مراسمات و تشریفات ریاست‌جمهورى و غرقى؛ رییس‌رسیدگى به شکایات مردمى ریاست جمهورى و…. بود.

این عزیزان پیه خشم، ناراحتى و برخوردتان را به جان خریده و با اصرار و دوندگى بچه‌ها، حاضر به صحبت در مورد شما شدند.

البته تمام موارد ذکر شده در این کتابچه مستند بوده و حتى کلمه‌اى ازخودمان از قول و فعل شما، جناب دکتر ذکر نکرده‌ایم.

 
***

حالا با این اقدام، فقط پیش شما شرمنده‌ایم. امّا اگر این خاطرات و نکاتِ کارى و رفتارى شما را منعکس نمى‌کردیم، پیش وجدان و بالاتر خدایمان شرمنده مى‌شدیم.

خیلى از ما تا به حال شما را از نزدیک ندیده‌ایم. ولى به شما اعتقاد داریم. و افسوس مى‌خوریم که کاش دستمان باز بود و شما را آن‌طور که هستید و آن‌طور که براى مملکت و مردم خدمت مى‌کنید، مى‌شناختیم و به دیگران هم مى‌شناساندیم.

از انرژى هسته‌اى و فشارهایى که سر آن قضیه متحمل شده و مقاومت‌هایى که کرده‌اید تا پشت پرده‌هاى ساخت و پرتاب ماهواره امید و شکوفایى دانشمندان ایرانى که تا چند سال پیش حتى خوابش را هم نمى‌دیدیم.

از سهمیه‌بندى بنزین گرفته تا هدفمندکردن یارانه‌ها که باید در دولت‌هاى قبلى انجام مى‌شد و شجاعت انجامش را نداشتند.

از سفرهاى استانى و طرح‌هایى که تصویب کردید و به نتیجه رسید یا آنهایى که به خاطر کم‌کارى و شاید عناد و دشمنى برخى، تعدادى از آنها به نتیجه نرسید و خون به دل شما کرد، از سفرهاى خارجى و اقتدارتان در برخورد با اجانب به عنوان نماینده ى ایران و ....

 ***

از خدا مى خواهیم این کتابچه، تبدیل شود به یک کار فرهنگى از طرف اهل فن براى شناساندن یکى از مفاخر ایران‌زمین به نام «محمود احمدى نژاد»

جمعى از دانشجویان مستقل دانشگاههاى ایران

 
۸
(در هر صفحه یک خاطره درج شده)

دکتر ارادت زیادى به امام رضا علیه السلام دارد.

تا قبل از عهده‌دارى شهردارى تهران، به همراه خانواده‌اش، با پیکان مدل پایین و بعدها پژو ۵۰۴ مدل ۱۹۷۹ میلادى که هنوز هم اتومبیل شخصی‌شان همان است، به پابوسى امام رضا علیه السلام مى‌رفتند.

در زمان شهردارى تهران با هزینه شخصى، ماهى یک‌بار به زیارت ثامن‌الحجج علیه السلام مى‌رفت. یکى - دو ساعت زیارت مى‌کرد. به فرودگاه بر مى‌گشت و با پرواز همان روز مشهد - تهران، بر مى‌گشت. توقف طولانى‌مدتِ دکتر در مشهد، زمانى بود که با خانواده اش مى‌رفت.

به محض پیروزى در انتخابات ریاست‌جمهورى و استقرار در مقام ریاست جمهورى، اولین کارى که کرد، رفتن به پابوسى امام‌رضا علیه السلام بود.

اولین جلسه هیأت دولت را هم در حرم حضرت على بن موسى‌الرضا برگزار کرد.

با این مقدمه که یکى از دلایل اقتدار و پیشرفت ایران بهره‌مندى از توجهات امام هشتم علیه‌السلام است و ما در اولین جلسه هیأت دولت از ایشان کمک مى‌خواهیم.

 
۹

آن زمان من مسؤول فرهنگى دانشگاه علم و صنعت بودم. براى دیدار از مناطق جنگى جنوب، دانشجوها را به خوزستان برده بودیم.

دکتر هم به همراه یکى- دو نفر دیگر از اساتید به دعوت ما آمده بودند. شب اوّل جاى مناسبى براى اسکان نبود. بچه‌ها را در سدّ کارون اسکان دادیم. پتو هم به اندازه کافى نبود.

آن شب تا صبح من و دکتر نشستیم با هم به صحبت کردن.

انگار یکى از ماها بود. اصلا”به روى خودش نیاورد جایى براى استرحت و پتویى براى گرم شدن ندارد

*

شب بعد هم براى اسکان دانشجوها به مشکل برخوردیم. بعد از کلى دوندگى بالاخره جایى پیدا کردیم و دانشجوها را اسکان دادیم.

یکى از بچه‌ها کسالت شدیدى پیدا کرده بود و باید او را به یک مرکز درمانى مى‌رساندیم.

دکتر که متوجه مشغله زیاد ما شده بود، گفت آن دانشجو را براى معالجه به یک بیمارستانى- جایى مى‌رساند.

وقتى برگشتند، آن دانشجو به دوستانش گفته بود، پول ویزیتش را دکتر، خودش حساب کرده و به او اجازه نداده دست به جیبش ببرد!

*

آن شب قرار بود شام را از جایى خارج شهر برایمان بیاورند.

وقتى آوردند، دیدیم یخ کرده. با وجود خستگى زیاد، با چند نفر از بچه‌ها دیگ غذا را بردیم داخل آشپزخانه محل اسکان تا دوباره گرم کنیم.

دیدیم دکتر هم آمد داخل آشپزخانه و از ما پرسید اگر کمکى لازم داریم بیاید کمکتان.

خسته و مستأصل گفتیم: نه! آقاى دکتر! شما بفرمایید. الان غذا را مى آوریم!

دکتر بدون توجه به تعارفِ ما آمد تو و شروع کرد به کمک به ما تا غذا را گرم کنیم.

داخل ظرف‌ها بکشیم و بین دانشجوها توزیع کنیم.
 

۱۰

در مراسم اختتامیه اردوى جنوب، از طرف دانشگاه به اساتیدى که همراهمان آمده بودند، نفرى یک لوح تقدیر و یک سکه بهار آزادى دادیم.

بعداز بازگشت از اردوى جنوب، دکتر مرا به اتاقش خواست و گفت مى‌خواهد به واحد فرهنگى دانشگاه کمک کند.

مبلغى معادل بهاى سکه را که داخل پاکتى گذاشته بود داد دستم.
 

۱۱

هر وقت دانشگاه از اساتید تقدیر مى‌کرد،  مبلغى پول یا سکه به آنها هدیه مى‌کرد، دکتر آن را به بهانه‌هاى مختلف با همان عنوان هدیه به خدماتى‌ها مى‌داد.
 

۱۲

در سال ۶۹ - ۱۳۶۸ دانشگاه علم وصنعت زمینى را از سازمان تبلیغات خریده بود تا بین اساتید و کارمندان دانشگاه تقسیم کند.

اسم دکتر هم در فهرست بود. اما ایشان از دانشگاه خواست اسمش را خط زده و سهیه‌اش را به کس دیگرى بدهند.

 
۱۳

یکى از رفتارهاى جالب دکتر این است که از زمان شهردارى تا به حال که رییس‌جمهور است، ریالى حقوق از تصدى این پست‌ها نگرفته. و به همان حقوق استادى دانشگاه کفایت مى‌کند.
 

۱۴

دکتر عادت ندارد کارهاى شخصیش را به کسى واگذار کند.

خدماتى‌ها از خداشان هست که دکتر به آنها کار بسپارد. اما بارها شده وقتى مثلا” با تلفن کار دارد و گوشى دور از دسترسش هست، به منشى و خدماتى‌ها که آنجا براى انجام وظیفه ایستاده اند، نمى‌گوید گوشى را به من بده! خودش بلند شده دور زده. گوشى را بر مى‌دارد !
 

۱۵

باغبان خانه ریس‌جمهور،خود دکتر است.

توى حیاط خانه‌اش باغچه درست مى‌کند. خاک و کود مى‌ریزد و گل و سبزى و نهالِ درخت مى‌کارد.
 

۱۶

دکتر گاهی تسبیح، انگشتر و حتى کاپشنى که مى‌پوشد را هدیه مى‌دهد.

یعنى مردم نامه مى‌نویسند. از او مى‌خواهند. او هم از ما، کارمندانِ دفتر مى‌خواهد به آدرس درخواست کننده پست کنیم. براى خودش هم دوباره یکى دیگر تهیه مى‌کند.

یک‌بار به شوخى به بچه‌هاى دفتر گفتم: ریاست‌جمهورى از لحاظ اقتصادى خیلى به ضرر دکتر بوده. چون دکتر از وقتى رییس‌جمهور شده خرج و مخارجش کمتر نشده که بیشتر هم شده!
 

۱۷

آن موقع‌ها که دکتر شهردار بود، خبرنگارى از ایشان پرسید چرا ازشهردارى حقوق نمى‌گیرد؟

دکتر گفت چون کارمند دولت است و حقوق استادى دانشگاه براى او کافى است.

خبرنگار: شما فرزند دارید. فرزندان شما نیاز به حمایت شما دارند.

دکتر: هم من و هم همسرم که فرهنگى است از دولت حقوق مى‌گیریم. بسِّمان است.

وظیفه ما این است که هزینه تحصیلیشان را فراهم کنیم. کار و زندگیشان باخودشان است.

مگر پدرِمن به من کار و خانه داد. خودم زحمت کشیدم. درس خواندم. کارکردم.

تلاش کردم تا توانستم با زحماتم یک خانه قسطى بخرم. بچه‌هاى من هم خودشان باید تلاش کنند.

 
۱۸

یک روز دکتر خاطره‌اى را از دوران جوانی‌اش براى راننده‌اش تعریف کرد:

به یاد ندارم هیچ‌وقت به پدرم گفته باشم به من پول بده.

حاجى همیشه خودش پول توى جیب همه بچه‌هایش مى‌گذاشت.

صبح‌ها که بلند مى‌شدیم، مى‌دیدیم پنج تومان - ده تومان توى جیبمان گذاشته.

در دوران دانشجویى، یک‌روز مى‌خواستم کتاب بخرم. پول خرید کتاب صد و پنجاه - دویست تومان بود. غیر از ده تومانى که حاجى آن روز توى جیبم گذاشته بود، پول دیگرى نداشتم. کتاب هم برایم ضرورى بود.

طبق معمول چیزى از حاجى نخواستم. گفتم توکل برخدا. آمدم بیرون از خانه.

سر خیابان که رسیدم، اتومبیل یکى از دوستانم که قبلا”مبلغی به او قرض داده بودم جلوى پایم ترمز کرد.

گفت: آقا محمود! بیا بالا.

همین‌طور که رانندگى مى‌کرد و صحبت مى‌کردیم، بدون آن که من چیزى بگویم، صدوپنجاه تومان گذاشت روى داشبرد و گفت: یادت هست چند وقت پیش صدوپنجاه تومان به من قرض داده بودى؟!

خدا را شکر کردم وپول را گذاشتم توى جیبم.
 

۱۹

دکتر در هر شرایطى که هست، سر زمان مقرر باید برود و مادرش را ببیند. زمانى که پدرش زنده بود، هم همین برنامه را داشت. مرتب بِهِشان سر مى‌زد. دست خالى هم نمى‌رفت. میوه یاشیرینى یا….

 
۲۰

مى‌خواست برود دیدن مادرش. در مسیر منزل مادر، وانت بارى که هندوانه نوبرانه مى‌فروخت، دیدند. دکتر از راننده خواست ماشین را نگه دارد. پیاده شد و به سمت وانت‌بار رفت. اما راننده دید که دکتر دست خالى برگشت.

از او سؤال کرد که: آقاى دکتر! پس چرا نخریدید؟

دکتر جواب داد: کیلویى …. تومان مى‌گفت. گران بود. نخریدم!


۲۱

در زمان شهردارى یک‌بار دکتر آنفولانزاى سختى گرفته و نتوانسته بود سرکار بیاید.

ما؛ بچه‌هاى بهدارى تصمیم گرفتیم به دیدنش برویم.

وقتى داخل خانه‌اش شدیم، دیدیم آقاى لاریجانى و آقاى ولایتى هم به دیدنش آمده‌اند.

دکتر روى یک تشک خوابیده بود. گوشه اتاق هم یک بخارى کوچک گازى روشن بود.

کف اتاق با فرش ماشینى فرش شده بود. نه از میز و صندلى خبرى بود و نه از مبلمان.

از دیدن خانه و زندگى دکتر همگیمان حسابى جا خوردیم.

خانه‌هاى ما کارمندان شهردارى که آن زمان ماهى سیصد - چهارصد تومان حقوق مى‌گرفتیم،خیلى بهتر از خانه شهردار تهران بود.

 
۲۲

دختر دکتر، در زمان ریاست‌جمهورى پدرش به خانه بخت رفت جهیزیه‌اش مثل جهیزیه اغلب دخترانى که پدرانشان کارمند ساده هستند، بود

 
۲۳

وقتى دختر دکتر ازدواج کرد، همه منتظر بودیم از طرف نهاد یک خانه به آنها در همان پاستور بدهند.

امّا آنها در یکى از محلات تهران خانه‌اى اجاره کرده و در آنجا زندگى جدیدشان را شروع کردند.

چند بارى دکتر براى دیدن دخترش به منزلشان رفت و هر بار ما؛ بچه‌هاى حفاظت توى در دسر مى‌افتادیم.

اینکه باید دکتر را ا زمسیرى مى‌بردیم که شناخته نشود.

و براى دختر و دامادش از لحاظ امنیتى مشکلى به وجود نیاید.

امّا با همه اینها باز مردم متوجه شدند .

ممکن بود از طرف ضد انقلاب برایشان خطرناک باشد.

آن قدر به دکتر فشار آوردیم تا بالاخره پذیرفت آن دو بیایند بنشینند در طبقه دوم منزل یکى از کارمندهاى نهاد در پاستور.

داماد دکتر ماه به ماه کرایه آن‌جا را به حساب نهاد واریز مى‌کند.

 
۲۴

پدر دکتر مثل مردم عادى زندگى مى‌کرد. نه محافظى، نه محل زندگى خاصى .

دم در یک چارپایه مى‌گذاشت. مى‌نشست روى آن و با مردمِ محل خوش و بش مى‌کرد.

انگار نه انگار که پدِرِ ریس‌جمهور مملکت است.
 

۲۵

وقتى پسربزرگ دکتر، مهدى وقتِ سربازیش شد، چون بچه‌هاى سپاه او را مى‌شناختند،

ارتش را انتخاب کرد تا مثل سایر سربازان خدمت کند.
 
۲۶

خط تلفن پسر دکتر، اعتبارى و ۰۹۱۹ است.

 
۲۷

براى نماز عید فطر رفته بودم مصلا. آن روز هوا ابرى و بارانى بود.

در حین صحبت‌هاى آقا (مدظله العالى)، باران شدیدى گرفت.

با این که کارت ویژه داشتم تا در جایگاه مسؤولین بنشینم، از آن استفاده نکرده، همراه مردم عادى بودم.

با گرفتن باران و به محض تمام شدن صحبت‌هاى آقا، هر کس دنبال سرپناهى بود تا کمتر خیس شود.

توى آن شلوغى و بدو بدو، همراهِ مردم به هر سمتى کشیده مى‌شدم.

یک دفعه یکى از پشت زد روى شانه ام. برگشتم. دیدم دکتر با دو پسرش هستند.

رفتیم نشستیم یک گوشه که موکت پهن بود تا باران بند بیاید.

پسر دکتر کفش‌هایش را درآورد بگذارد روى هم. دیدم کف کفشش سوراخ است. نگاهم سُر خورد به پایش. جورابش هم خیس خالى شده بود .

تا دکتر دید من متوجه پارگى کف کفش پسرش شده‌ام، سریع کفش را برگرداند.

دکتر آن موقع شهردار تهران بود.

 
۲۸

زمانى که فقط استاد دانشگاه بود، همراه سایر اساتید از غذاى سلف دانشگاه استفاده مى‌کرد.

گاهى وقت‌ها هم که کلاس نداشت، براى ناهار به خانه مى‌آمد.

وقتى شهردار شد، به همسرش گفت:حاج خانم! از این به بعد زحمت شما زیاد مى‌شود.

باید ناهار مرا درست کنى. ببرم سر کار!

همسرش هم استقبال کرد.

 
۲۹

شهردار که شد، صبح‌ها که از خانه بیرون مى‌آمد، ظرف ناهارش همراهش بود.

بعضى وقت‌ها که ظرف غذا را فراموش مى‌کرد، راننده چون عادت کرده بود، از او سراغ ظرف را مى‌گرفت.

آن وقت دکتر از یادآورى راننده تشکر مى‌کرد. بر مى‌گشت. ظرف را از پشت در بر مى‌داشت و مى‌گذاشت داخل ماشین.

دکتر هنوز هم ناهارش را از خانه‌اش مى‌برد.

 
۳۰


از وقتى استاندار شده بود، من هم به عنوان محافظ در خدمت ایشان بودم.

مدتى زمانى که از همراهى من با دکتر گذشت، متوجه شدم ایشان در مراسم و مهمانى‌ها خیلى کم از پذیرایى‌ها استفاده مى‌کند.

یک بار به تبعیت از ایشان من هم کمتر از همیشه خوردم.

از مراسم که بیرون آمدیم، دکتر که متوجه کم‌خوردن من شده بود، رو کرد به من و گفت: حلالت نمى‌کنم اگر جایى رفتیم و شما به خاطر من سیر نخوردى!

گفتم: این‌طور که نمى‌شود. شما چیزى نخورید و ما شکممان را سیر کنیم.

دکتر گفت: مسؤولیت من با شما فرق مى‌کند!
لینک
یکشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - علیرضا زرقانی